سلام خسته نباشید
ممنون که وقت گذاشتید و انقد دقیق داهل رو مطالعه کردید.
واقعا در حال حاضر حس خوبی گرفتم و امیدوار شدم.
داهل شامل سه فصل کودکی جوانی و میانسالیست و اسم رمان مرتبط با فصل سوم که در طول داستان قراره با اشارات نسبتا ریزی بهش اشاره بشه..
بابت مقدمه...من واقعا مقدمهنویسیم لنگ میزنه...
یا این قسمت که طاهر آهانی میگوید و سرش را پایین میاندازد
میگوید، میاندازد
گفت و انداخت
به نظر اوکی میاد
یا نتیجه بده. اینو متوجه نشدم آخرین کلمه بدون نیم فاصله میشه نقطه.
روی هم کلام شدن...
جمله اینه
بیزحمت اینار رو بگو چون صرفا نمیخوام در آینده تکرار بشه.
بقیه رو بعدا میپرسم
طاهره از آینه نگاهی دقیق به، خودش انداخت. کمی صورتش بیرنگ بود پس با دو ضربه به گونههایش گل انداخت:
- بر باد رفته! بیژن میگه خیلی قشنگه.
طاهر آهانی میگوید و سرش را پایین میاندازد و با گلهای سرخ تشک خودش را مشغول میکند. طاهره زیر چشمی نگاهی به چهرهی درهم رفتهی طاهر میاندازد و شانهی...