تازه چه خبر

خوش آمدید

برای دسترسی به تمام امکانات انجمن و مشاهده تمامی رمان ها ثبت نام کنید

ثبت نام!

شعر اشعار بروژ آکره‌ای | شاعر کرد

  • شروع کننده موضوع MONJE
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 44
  • پاسخ ها 2

MONJE

سرپرست بخش كتاب
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نویسنده افتخاری
نویسنده انجمن
شاعر انجمن
دل نگار انجمن
عضویت
11/5/20
ارسال ها
6,197
ممکن است چند روز دیگر
جیب هایم پر شود از برف.
ممکن است چند روز دیگر
نامه های گرسنه برسند
و شرم سیگاری برایم بگیرند.
ممکن است ناگهان چایی ام سرد شود.
ممکن است زیر سیگاری در بالکن بگذارم
و پر شود از مه
سی*نه ام از دل
دلم از صدا
صدایم از گریه
ممکن است … .
 

MRyWM

مدیر تالار شعرکده
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
منتقد ادبیات انجمن
عضویت
25/11/20
ارسال ها
1,050
پنهان نمی كنم

پيش از اين

درخت سبز رنگ را در چشمانت آب داده‌ام

والا‌ّ چه فرقی می‌كرد ؟

اين تابلو از من باشد

يا جادوگری كه لبخند زنی را دزديد !

و با كمی دموكراسی

انداخت در دهان اين مردم

كه شام آخرشان باشد !

حالا برگرد !

دوباره نگاهم كن !

رنگ های رفته ی دنيا

در چشمانت قشنگ می ‌ماند .
 

MRyWM

مدیر تالار شعرکده
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
منتقد ادبیات انجمن
عضویت
25/11/20
ارسال ها
1,050
بامداد است و چمدانت را بسته ای

نه! نمیخواهم در بقچه ی دلت پنهانم کنی

می دانم

حالا سالهاست دلت را هم تفتیش می کنند

مرا سرمه کن و بر چشمت بکش

تا سیر ببینمت،تا سیر ببینیم

شاید

تنهایم که گذاشتی

انگار مادرم در دلم رخت می شست

از دستهایش نمی گویم

دستهای کبود و لرزان که گفتن ندارد

تو رفتی برای همیشه

همیشه به سوی همیشه می روی

این بار اما

همیشه رفت درهرگز آب شد

تا در ابتدای سطر دیگر برنمی گردم بلغزد

مثل…نمیدانم

شاید مثل من

که در این بالکن سیگار می کشم

و این سطرها را می نویسم
 

کاربران بازدید کننده از این موضوع (تعداد :0) View details

کاربران در حال مشاهده این موضوع : (تعداد:1, کاربران: 0, مهمان: 1)