گپ و گفت گفتگوی رمان | سایه‌ی خونین سیاوش

سلام سلامممممممم؛
خب باید بگم حال کردم و یک‌کله نشستم خوندمش!
یعد یکهو به خودم اومدم دیدم عه؟ ادامش کو خب!
باید بگم بیشترین چیزی که جذبم کرد اون طنزِ پساپسِ روایتت بود که قشنگگگگگ لبخند میداد به آدم!
بعد کلا خوشم اومد؛ هرچی نویسنده بیشتر شخصیت رمانش و بزنه بیشتر حال میده به خواننده!
سیاوش بنده خدام ازین قاعده استثنا نبوده و اصلا عالی!
یک شخصیتِ تقریبا جوون پر شور که خیلی بامزه تعریف میکنه و هرجا هست یک دردسر هم دنبالشه.
خلاصه تازه رسیدیم جای جذابش!
و منتظرم ادامشم خیلیییییییییییییی.
بعد خب شخصیت ها خیلی باحالن!
بد و خوب و منفور و سوگولی اینا همه قاطیه! بعدم هرجای داستان یکهو یک غافلگیری جدید میاد و یک بلای جدید سر سیاوش که این خیلی من یکی و حداقل جذب کرده!
و مرسی مرسیییییی بابت این قلم خوشگلت و مانا باشهههه براتتتتتت.
خب به چند تا از سوالام جواب میدی لطفا؟
 
  • grin
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
با کمالِ میل بانوجان♡
خب پس بریم تو کارش shadi:_Popcorn
۱- شخصیت مورد علاقه‌ت کیه و چرا؟
۲- شخصیت منفورت کیه و چرا؟
۳- فکر می‌کنی در آینده چه اتفاقی بیفته؟ به تفکیک هر شخصیتی که دوست داری و هر چی که فکر میکنی بگو.
۴- فکر می‌کنی چه اتفاقی عمراً نمی‌افته و چرا؟
۵- به نظر توبه عنوان مخاطب، رمان چی کم یا اضافه داره؟
۶- آیا توی رمان چیزی وجود داره که کلیشه‌ای باشه و من ندونم؟
۷- اگه تو منتقد بودی چه نمره‌ای به این رمان می‌دادی؟
 
  • fire
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
اها اینا رو یادم رفت:
به نظرت نقطه عطف داستان کجا بود؟
صحنه‌ی مورد علاقه‌ی خودت کدومه؟
 
  • fire
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
خب پس بریم تو کارش shadi:_Popcorn
۱- شخصیت مورد علاقه‌ت کیه و چرا؟
سیاوششش سیاوشششش!
خب معلومه چرا! چون بیشتر از همه بلا سرش میاد و کلا شخصیت اصلیه!
تازه با جن و اینا هم سر و کار داره که عاشقشمممم.
۲- شخصیت منفورت کیه و چرا؟
رستمیِ ملعون!
لجِ! من و یاد خاطرات تلخم میندازه!
سیاوش و بد چزوند.
داییِ یزیدِ سیاوش!
اون ک دیگه نیازی ب گفتن نداره!
با اون عوضی بازی هایی که در آورده دلم میخواد همون چاقوی سیاوش و بردارم چند تا هم من بزنم تو سر و سینش.
بعدم ساغر از خدا بی‌خبر!
لامصب سوء استفاده گر عالمه! فقط ادعای مفت.
باز مآه‌بانو ازینا بهتره!
به اون گیر نمیدم.

۳- فکر می‌کنی در آینده چه اتفاقی بیفته؟ به تفکیک هر شخصیتی که دوست داری و هر چی که فکر میکنی بگو.
سیاوش بدبخت هست بدبخت تر میشه!
نسلشان طی یک اتفاق فرا طبیعی از بین میره فق سیاوش می‌مونه.
ساغر هم به درک واصل میشه.
سیاوش یکی از عزیزاش حالا یا آنا یا فرهاد یا خواهر برادرش شایدم مامان باباش و از دست میده.
بابای اصلیش آبتین پیدا میشه.
بعد دیگه همه می‌فهمن سیاوش یک چیش هست.
ولی فعلا داستان اصل کاری فقط سیاوش برای همین رو بقیه زیاد نمیشه مانور داد.
۴- فکر می‌کنی چه اتفاقی عمراً نمی‌افته و چرا؟
مردن سیاوش!
یا حتی ترسیدنش.
چون ماشالا سگ‌جونیه واسه خودش!
بعدم اینکه عمرا گیر بیفته به نظرم.
و اینکه رابطه اش عمراً با نصف عالم درست نمیشه.
۵- به نظر توبه عنوان مخاطب، رمان چی کم یا اضافه داره؟
به نظرم من ک تکمیلِ تکمیلِ خیلی خفن بود و حال کردم باهاش!
فقط یک نویسنده ی جذاب کم داره که تند تند پارت بزاره برامون و ما عشق کنیم همین!
۶- آیا توی رمان چیزی وجود داره که کلیشه‌ای باشه و من ندونم؟
راستش من یکی که ندیدم!
اینقد تو داستان غافلگیر شدم ک فقط حال کردم باهاش! این سبک طنز و جدی ات خیلی خفن کرده داستان و برای همین تازگی داره. و میپسندم خیلی خیلی زیاد!
۷- اگه تو منتقد بودی چه نمره‌ای به این رمان می‌دادی؟
من واسه همین منتقد نشدم!
ولی خب خدایی به این رمان از ۲۰، ۲۰ می‌دادم جذاب بود آخهههههههه.
پیاز داغ هم نه! واقعا دوسش داشتم خیلی خیلی‌.
موفق باشی خلاصههههه
 
اها اینا رو یادم رفت:
به نظرت نقطه عطف داستان کجا بود؟
صحنه‌ی مورد علاقه‌ی خودت کدومه؟
تازه داریم به عطفش میرسیم؛
ولی نصف ماجراها از مارِ شروع شد.

مبارزه با مار؛ بعدم اونجا که زد داییه و کشت.
اگه ترسناک تر هم بشه ک اصلا عالیه!
 
تازه داریم به عطفش میرسیم؛
ولی نصف ماجراها از مارِ شروع شد.

مبارزه با مار؛ بعدم اونجا که زد داییه و کشت.
اگه ترسناک تر هم بشه ک اصلا عالیه!
پس مرسی که تو نوشتن کمکم کردی. اگر بازم چیزی بود که دوست داشتی بهم بگی (چه مرتبط با رمانم چه بی ربط به اون) در خدمتم جیگر 252927_25228
 
  • fire
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
عقب
بالا پایین