Noghre
مدیر آزمایشی تالار ادبیات + آزمایشی ناظر اثر
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد ادبی
مقامدار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
عنوان: تقدیسِ تاریکی
ژانر: پلیسی، مافیایی، عاشقانه
نویسنده: نقره زارع
ناظر: @حسین یحیائی
خلاصه:
برای رسیدن گاهی باید گذشت کرد اما در میان این همه گذشت، گاهی باید ایستاد و فکر کرد که آیا هر گذر کردنی ارزش رسیدن را دارد؟
آیا این گذشت به مقصد تاریکی، برای آدمهای قصهی ما به رسیدن نور ختم میشود؟
یا شاید هم قرار است تا ابد، در جادههایی که برای روشنایی التماس میکنند گرفتار شوند.
مقدمه:
بهنام هیچ، چون دیگر چیزی برای نامیدن نمانده است.
بهنام سکوت، همان صدایی که بعد از فروپاشیِ انسانیت باقی ماند.
بهنام آغازِ پایانی که از روزِ تولد با ما بود.
بهنام تاریکی، که دروغِ روشنایی را بلعید.
بهنام خودم، اگر هنوز چیزی از من مانده باشد.
و بهنامِ آخرین بازماندهی نور، پیش از آنکه جهان در سیاهیِ مطلق فرو رَود.
ژانر: پلیسی، مافیایی، عاشقانه
نویسنده: نقره زارع
ناظر: @حسین یحیائی
خلاصه:
برای رسیدن گاهی باید گذشت کرد اما در میان این همه گذشت، گاهی باید ایستاد و فکر کرد که آیا هر گذر کردنی ارزش رسیدن را دارد؟
آیا این گذشت به مقصد تاریکی، برای آدمهای قصهی ما به رسیدن نور ختم میشود؟
یا شاید هم قرار است تا ابد، در جادههایی که برای روشنایی التماس میکنند گرفتار شوند.
مقدمه:
بهنام هیچ، چون دیگر چیزی برای نامیدن نمانده است.
بهنام سکوت، همان صدایی که بعد از فروپاشیِ انسانیت باقی ماند.
بهنام آغازِ پایانی که از روزِ تولد با ما بود.
بهنام تاریکی، که دروغِ روشنایی را بلعید.
بهنام خودم، اگر هنوز چیزی از من مانده باشد.
و بهنامِ آخرین بازماندهی نور، پیش از آنکه جهان در سیاهیِ مطلق فرو رَود.
در حال تایپ موضوع 'رمان تقدیسِ تاریکی | نقره زارع'
عنوان: تقدیسِ تاریکی
ژانر: پلیسی، مافیایی، عاشقانه
نویسنده: نقره زارع
ناظر: @مینِرا
خلاصه:
برای رسیدن گاهی باید گذشت کرد اما در میان این همه گذشت، گاهی باید ایستاد و فکر کرد که آیا هر گذر کردنی ارزش رسیدن را دارد؟
آیا این گذشت به مقصدِ تاریکی، برای آدمهایِ قصهی ما به رسیدن نور ختم میشود؟
یا شاید هم قرار است تا ابد، در جادههایی که برای روشنایی التماس میکنند گرفتار شوند.
مقدمه:
بهنام هیچ، چون دیگر چیزی برای نامیدن نمانده است.
بهنام سکوت، همان صدایی که بعد از فروپاشیِ انسانیت باقی ماند.
بهنام آغازِ پایانی که از روزِ تولد با ما بود.
بهنام تاریکی، که دروغِ روشنایی را...
ژانر: پلیسی، مافیایی، عاشقانه
نویسنده: نقره زارع
ناظر: @مینِرا
خلاصه:
برای رسیدن گاهی باید گذشت کرد اما در میان این همه گذشت، گاهی باید ایستاد و فکر کرد که آیا هر گذر کردنی ارزش رسیدن را دارد؟
آیا این گذشت به مقصدِ تاریکی، برای آدمهایِ قصهی ما به رسیدن نور ختم میشود؟
یا شاید هم قرار است تا ابد، در جادههایی که برای روشنایی التماس میکنند گرفتار شوند.
مقدمه:
بهنام هیچ، چون دیگر چیزی برای نامیدن نمانده است.
بهنام سکوت، همان صدایی که بعد از فروپاشیِ انسانیت باقی ماند.
بهنام آغازِ پایانی که از روزِ تولد با ما بود.
بهنام تاریکی، که دروغِ روشنایی را...
- Noghre
- انجمن ادبی کافه نویسندگان تالار تایپ رمان تایپ رمان آنلاین
- پاسخها: 17
- تالار: رمانهای درحال تایپ