نمیدانم شما هم این حرفهایم را یاوهگویی میپندارید یا نه، اما به نظرتان شب، آغازِ غم است یا شروعِ عزاداریِ ما برای حسرتها و آرزوهایی که فقط در خیال و رویا ماندند؟ روزها هم غمگینیم، اما شبها غم، انگار جانِ دیگری میگیرد؛ طوری که میخواهد به تو ثابت کند در انتهای هر چیز، فقط خودت میمانی و...
چه احمقانهست این بازیِ آدمها.
همه از دلشکستن مینالند، اما خودشان بیرحمترین دلشکنها هستند.
از خالی شدن کاسهی غر بر سرشان عصبانی میشوند، اما وقتی نوبت خودشان میشود، کاسه که نیست؛ یک قابلمهی پر از عقده و کینه را روی سرت خالی میکنند.
از دروغ متنفرند، اما وقتی پایِ خودشان وسط میآید،...
همه میگویند اعصاب ندارم؛ اخلاقم را به سگی وحشی تشبیه میکنند، لجاجتم را به رخ میکشند و غرغرهایم را مثل پتک بر سرم میکوبند؛ میگویند زیادی مثل مگس، دورِ زندگیشان وزوز میکنم.
آه، میدانم!
احتمالاً اکنون فکر میکنید دارم خودم را تخریب میکنم، در صورتی که اینها تنها تصویرِ کدرِ من در آینهیِ...
به نام او...
نام اثر: کاغذ پارهای از ناگفتهها
سرشناسه: مآهیِ اقیانوس
موضوع: دلنوشته، یاداشتها و غیره.
سبک/ژانر: اجتماعی، تراژدی، برگرفته از واقعیت.
سال نشر: یک هزار و چهارصد و پنج - 1405.
منتشر شده در: انجمن کافه نویسندگان - تالار ادبیات - بخش تایپ دلنوشته.
دیباچه:
اصلاً نمیدانم این...
نامهی پنجم به: رییس واحد عملیات میدانی – پایگاه مادر
از: رصدگر ویـ-۳۷–B
کد مأموریت: 117–HX–9
مکان استقرار: سیارهی سوم، منطقهی H–9
رییس محترم،
در ادامهی ثبت مشاهدات عاطفی گونهی H، این گزارش به بررسی پدیدهای بهنام «غم» اختصاص دارد.
غم، بر خلاف برخی دیگر از واکنشهای احساسی، خاصیت انباشتی...
نامهی چهارم به: رییس واحد عملیات میدانی – پایگاه مادر
از: رصدگر ویـ-۳۷–B
کد مأموریت: 117–HX–9
مکان استقرار: سیارهی سوم، منطقهی H–9
رییس محترم،
در این نامه، تمرکز گزارش بر پدیدهایست که بومیان آن را «فقدان» مینامند.
پدیدهای نامرئی، اما با قدرت تخریب بالا. در بسیاری از موارد، نشانههای...