آخرین محتوا توسط حدیثه خانم

  1. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    مریم بغضش را خورد: - تو چجوری علی رو کشتی! ها؟ بگو. چجوری؟ میلاد خندید: -‌ به راحتی. بغض مریم ترکید و به هق‌هق افتاد، کیفش را برداشت و به سر صورت میلاد می‌زد. فریاد می‌زد: - عوضی آشغال، خودم می‌کشمت. میلاد داخل کوچه‌ای پیچید و ترمز کرد. کیف مریم را از دستش کشید و پرت کرد سمت صندلی عقب. دستش رت...
  2. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    میلاد از جایش بلند شد. دست مریم را کشید و گفت: - بشین کارت دارم. مریم عصبانی صدا بلند کرد: - من با تو هیچ کاری ندارم! خانم پیشبند قرمز به سمتشان دوید. - آروم‌تر. چه خبرتونه؟ میلاد آرام جواب داد: - ببخشید. الان درستش می‌کنم. میلاد صورتش را جلو برد. کنار گوش مریم با صدای آرام لب زد: - اگه...
  3. حدیثه خانم

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    سلام درخواست تگ فرعی رو دارم قبلا درخواست بازبینی داده بودم. این داستان با هوش مصنوعی نوشته نشده🙂 https://forum.cafewriters.xyz/forums/Short_novels/?prefix_id=451
  4. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    مریم جلوی کمد شلوغ فاطمه ایستاد. مانتو آبی رنگش را که از همه بلندتر بود برداشت و تن زد. آخرین باری که لباس رنگی پوشیده بود را به یاد نمی‌آورد. همیشه کمد لباسش پر بود از لباس‌های مشکی و طیف توسی. کشو شال‌های فاطمه را باز کرد. شالی بژ رنگ با رگه‌های توسی انتخابش بود. در آینه نگاهی به صورت بی‌جانش...
  5. حدیثه خانم

    همگانی می‌توانی از سه کلمه داستان بسازی؟

    اگر به گذشته‌اش دقیق‌تر نگاه کنیم، دلیل این کارهایش مرگ ناگهانی مادرش است. درسته زمانی که نیاز مهر مادری داشت از این مهر محروم شد. آن هم بخاطر پدری هوس‌باز... شاید بخاطر همین بود که نقابی به صورت کشید تا زندگی پدرش را که باعث مرگ مادرش شده بود بهم بریزد. همه چیز آماده بود، عقربه‌های ساعت روی...
  6. حدیثه خانم

    دنباله‌دار ◕ انتخـابِ اجـباری ◕

    داستان کوتاه فیلم یا سریال
عقب
بالا پایین