از آغوش ماهور جدا نشدم. من به این تخلیهی روحی و روانی نیاز داشتم. به این فکر نکرده بودم که چه فشاری قرار است روی ماهور بیاورد و چه قدر ناراحتش کند. فقط خودم را خالی کرده بودم روی عزیزترین کَسَم و به او حس گناه داده بودم. در حالی که ماهور بیتقصیرترین و سفیدترین نقطهی زندگی من بود. شاید...