آخرین فعالیت piruz

  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    همیشه رازی بزرگ در بشقابی سپید به ما تعارف می شود جزیره نگین در یاها مرده اند جانوران بلو ط رنگ و در مه و دو د کوهساران...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    آتش ِکورسو_زن در خیمه های بنفش می شود که بگوئیم سالها خاموش خواهیم بود و به لبخندی خیره می شویم می شودکه بگوییم سنگهای رنگ به...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    به آمد او در کدام است سبز یا سایه نور های قرمز پایان گرفته اند و معنا ندارد طرح لبانش می رود آهسته و لرزان به آب دادن گوسپندان...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    لاشخو رانی که بر گهواره ها گمارده ایم اژدهای بی گردن در سوزن رود می پلکد تمام جانورانی که از آب می خشکند به سایه ی دیواری به خواب...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    بر آمداز آتش سنگ از عریانی ی باد و زمین خاکستر پنهان حلزونی از آهن فراهم ساخت بی سرو دم که رخشان بود به روزان دراز و کمش...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    فراق بالی برای نشستن اینگونه که تو می مردی کرکسی نشسته بر لا شه ی همزاد آیا اینگونه زیباست روز و شب می نشینی و جدا می کنی...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار بهرام اردبیلی با Like Like واکنش نشان داد.
    شعر بازگشت نیلوفرانه از بهرام اردبیلی : در بی کرانگی ِ اُخرایی آواز نی لبک ها را گل های همیشه بهار از یاد نمی برند. شاید...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    گریه ی بی صدای تو خسته تر از صدای من گریه ی بی صدای تو حیف که مانده پیش من خاطره ات بجای تو رفتی و آشنای تو بی تو غریب ماند و بس قلب...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    بوسه های ممنوع ما نسل بوسه های ممنوع بودیم عشق را میان لبهای هم پنهان کردیم تا نمیرد بعد از ما شما نسل آزادی بوسه در خیابان خواهید...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    ریسمانی به قلبت آن سو ریسمانی تو را می کشد که به پایت بسته شده این سو ریسمانی , که به قلبت پایت اگر جدا شود , زنده خواهی ماند قلبت...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    روزی که برای اولین بار روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید یادت باشد کارِ ناتمامی نداشته باشی یادت باشد حرفهای آخرت را به خودت و...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    مگر آنجا بهشت نبود ؟ فکر می کنم ما دیشب مُرده باشیم مگر آنجا بهشت نبود ؟ مگر هرچه خواستیم نشد ؟ حالا هم احساس می کنم فرشته ها تو را...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    لعنت به تو لعنت به تو که بی رحم ترین سلاح کشتار جمعی دنیا چشم توست لعنت به تو که نفرینی ترین بوسه ی جهان را داری لعنت به تو که وقتی...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار افشین یداللهی با Like Like واکنش نشان داد.
    معصومیّت در طوافِ تو شهر را دچار کرده ای شهوتِ مُسری پایبندیِ پنهانت به من خیابانها را سردرگم کرده حالا فقط یک خانه سر ِ جایِ خودش...
عقب
بالا پایین