آخرین فعالیت piruz

  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار شیما سبحانی با Like Like واکنش نشان داد.
    جاذبه وصل تو چنان تمام راه‌ها به چشمان تو ختم می‌شوند که گویی کوه و دریا و دشت در تو اتفاق می‌افتد این من نیستم که برای دیدنت دنیا را...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار شیما سبحانی با Like Like واکنش نشان داد.
    اگر توان ماندنت نیست اگر توان ماندنت نیست کسی را در آغوش نگیر که سکوت می کند تا صدای نفس هایت را بشنود کسی را در آغوش نگیر که زود در...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار شیما سبحانی با Like Like واکنش نشان داد.
    برایم حرف بزن برایم حرف بزن سکوتت را دوست ندارم سکوتت بوی بغض می‌دهد از جهانی که آغاز کرده‌ای بگو آیا آنجا کسی هست تا با او از تنهایی...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار شیما سبحانی با Like Like واکنش نشان داد.
    این عاشقانه برای توست این عاشقانه برای توست آری برای تمام جانم‌ گفتن‌های بی‌انتهایت برای تمام دوستت‌‌دارم هایی که به دلم نشست این...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    می بویم گیسوانت را می بویم گیسوانت را تا فرشته ها حسودی کنند شانه می زنم موهایت را تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا شعر می گویم...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    در ستایش موهایت در ستایش موهایت می بویم گیسوانت را تا فرشته ها حسودی کنند به عطر تو شانه می زنم موهایت را تا حوری ها سرک بکشند از بهشت...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    دل دست هایم وقتی دل دست‌هایم تنگ می‌شود برای انگشتان کوچکت آن‌ها را می‌گذارم برابر خورشید تا با ترکیبی از کسوف و گرما دوری‌ات را معنا کنم
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    در این هستی غم انگیز در این هستی غم انگیز وقتی حتی روشن کردن یک چراغ ساده ی دوستت دارم کام زندگی را تلخ می کند وقتی شنیدن دقیقه ای...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    گفتی دوستت دارم و رفتی گفتی دوستت دارم و رفتی من حیرت کردم از دور سایه هایی غریب می آمد از جنس دلتنگی و اندوه و غربت و تنهایی و شاید...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    خرمن گیسویت را نمی خواهم خرمن گیسویت را نمی خواهم و کمان ابرویت را یا غنچــــه دهان یا قامت سرو یا لب لعل و ماه صورتت را نمی خواهم آه...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    اشتباههای من اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم اشتباه سوم من این بود که فکر می کردم با تو...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    هر خاطره ای ، خاطره نمی شود هر خاطره ای ، خاطره نمی شود هر دردی ، درد نیست تا روح را مثل کاغذ مچاله کند خاطره باید جان داشته باشد تا...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    پرهیز از نگاه کردن پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده تردید مبهمی را به یقینی روشن تبدیل می کند عاشق شده ای
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    نمی دونم چه شکلی هستی نمی دونم چه شکلی هستی این طوری هر شکلی که دوست داشته باشم می سازمت اگه ببینمت دیگه می شی یه نفر اما حالا صد نفری...
  • P
    piruz به D A N I نوشته در موضوع شعر اشعار مصطفی مستور با Like Like واکنش نشان داد.
    با چشم هایش امروز ساعت شش و سی و دو دقیقه‌ی بعدازظهر نشست مقابلم بر نیمکتی سنگی در نقطه‌ای گنگ از شهری غریب و ناگهان چند بار شلیک کرد...
عقب
بالا پایین