آخرین محتوا توسط گربه نقره ای=))

  1. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    حال میکنین؟ اینا همین الان داره به ذهنم میرسه
  2. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    +آقا شما از دنیای دیگهه‌ای اومدید؟ - نه +پس چرا همه فانتزیامو دارید؟ (من دراوردی)
  3. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    - خانوم شما دوست پسر دارین؟ +آره - میشه همچی رو راجبش بگید؟ +چرا؟ - آخه میخوام خودمو برای رقابت عشقی سخت آماده کنم (من دراوردی)
  4. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    - یه افسانه هست که میگه: فرشته هایی که بالاشون شکسته روی زمین میمونن. با دیدن‌تون بهش اعتقاد پیدا کردم. (من دراوردی)
  5. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    - خانم بپا یوقت پروانه‌ها روت نشینن +چرا؟ - آخه شنیدم گلای خوشبو رو دوست دارن (من دراوردی)
  6. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    برای نقاش‌ها: یه گل بکشید بهش نشون بدید میگه:چقد خوشگله! بگید: موقع کشیدنش به شما نگاه میکردم... به خانم معلممون گفتم، انقد ذوق کرد Lagh
  7. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    بیشتر وقتا از قصد بخورید بهشون و وسیله هاتونو بندازید زمین بعد یکم صبر کنین دیدین داری میشینه شماهم بشینین بعد دستتونم بزنید بهش آروم سرتونو بیارید بالا به چشماش نگاه کنید -4-+=_
  8. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    _ببخشید خانم، غریق نجات دارین؟ آخه تو چشماتون غرق شدم. (از خودم دراوردم) jc_ghey
  9. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    _چیه؟ نگا داره؟ +خوشگلین دیگه، خوشگلارو باید نگاه کرد. این واقعا جوابگوعه جدید بهم گفتن یادداشت کنین
  10. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    اصلااا سر مامانت داد بزنی
  11. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    در خفا بله Deldary پیش کسی آواز بخونی؟
  12. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    آره-4-+=_ خوبی کنی بهت برگرده؟>
  13. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    هر وقت فهمیدی خوابی خوابت رو کنترل کن، مثلا فکر کن داری پرواز میکنی و همون لحظه:واو داری پرواز میکنی خلاصه به هرچی میخوای فکر کن خیر منتظر باشی شب شه تا بتونی گریه کنی
  14. گربه نقره ای=))

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    مخ من از پشت گوشی زده شد دوستان :گریه:
  15. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    خیر خوابت رو کنترل کنی؟ jc_ghey
  16. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    بله(به دوست صمیمیم گفتم زنگ زدم و بدون سلام گفتم: میدونی علف کجا خوشمزه تره؟ گفت: نه. منم گفتم:پس میرم به یه گاو دیگه زنگ بزنم. بعد قطع کدم. تو خواب، بفهمی این یه خوابه و واقعی نی
  17. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    بله غذای خودم jc_ghey با چت جی پی تی درد و دل کنی؟
  18. گربه نقره ای=))

    شایعه قتل‌ها ادامه خواهند داشت| شایعه‌نویس Tufan

    عمه جونم، انقد خوشم میاد درباره اینکه چقد قشنگ منو گیر انداختی اغراق هم نکردی jc_ghey خسته نباشی، بوس بهت UTP2f
  19. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    روباه گفت: «آدم ها این رو فراموش کردن، اما تو نباید فراموش کنی، تو تا آخر عمر مسئول چیزی هستی که اهلیش کردی، تو مسئول گلت هستی... .» شازده کوچولو
  20. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    «گندم زار طلایی رنگه، پس گندم زار تورو یادم می‌ندازه، اونوقت من عاشق صدای باد می‌شم که تو گندم زار می‌پیچه.» شازده کوچولو
  21. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    « تو برای من یک پسربچه میون هزاران پسر بچه دیگری و من هیچ احتیاجی به تو ندارم توهم هیچ احتیاجی به من نداری، برای تو هم من یک روباهم میون هزاران روباه دیگه. اما اگه تو منو اهلی کنی، اونوقت ما به هم احتیاج پیدا می‌کنیم، برای من، تو در جهان یگانه می‌شوی و برای تو، من در جهان یگانه می‌شوم.»
  22. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    روباه پاسخ داد: «اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه» شازده کوچولو
  23. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    «آدما کجان؟ آدم تو بیابون احساس تنهایی می‌کنه...» مار گفت: «میون آدما هم احساس تنهایی می‌کنی...» شازده کوچولو
  24. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    «باید از هرکسی اندازه توانش توقع داشت.» شازده کوچولو
  25. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    پادشاه برای شازده کوچولو مثالی زد: « اگر به یک سردار دستور بدهیم مرغابی شود و آن سردار از ما نافرمانی کند، این گناه از سردار نیست بلکه خودمان مقصریم.» شازده کوچولو
  26. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    شازده کوچولو به گلش گفت: «خداحافط» شازده کوچولو
  27. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    اما من برای اینکه بدونم چطور عاشقش باشم، زیادی کم تجربه بودم. شازده کوچولو
  28. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    اگر به بزرگ‌تر ها بگویید که یک خانه زیبا دیدم که آجر هایش به رنگ گل‌های رز بودند و از پنجره هایش شمعدانی آویزان بود و در بامش کبوتر‌ها نشسته بودند و آواز می‌خواندند، آنها قادر به درک درستی ار آن خانه نخواهند شد. شما باید به بزرگ‌تر ها بگویید: خانه‌ای دیدم که صد ملیون قیمت دارد. سپس آنها به شما...
  29. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    هر که اول بنگرد پایان کار اندر آخر او نگردد شرمسار
  30. گربه نقره ای=))

    شایعه قتل‌ها ادامه خواهند داشت| شایعه‌نویس Tufan

    من رو تهدید کردن :گریه:
  31. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ツ ✌ تـا حــالا شــده؟؟ ✌ ツ

    آره تا حالا شده به مامانت بگی یه خوراکی جدید و گرون برات بخره و بخوری و بفهمی مزه بدی میده ولی مجبور باشی بگی خوشمزس تا مامانت نکشتت؟
  32. گربه نقره ای=))

    دنباله‌دار ⇜✦ هستی یا نیستی؟! ✦⇝

    نیستم(بستگی داره) اوتاکو؟(گوگل سرچ کن اگه نمیدونی)
  33. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    «باید خوشحال باشم که ریسمان از بین رفته و هنوز زنده‌ام. اما عجیبه، مینا، چرا این حس رو دارم؟ من نیازی ندارم ریسمان سرخ سرنوشت بهم بگه که اگه تو بمیری، من هم می‌میرم.» دختری که به اعماق دریا افتاد
  34. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    آیا این تو هستی که دنیا را به گریه می‌اندازی، یا این دنیا است که تورا به گریه می‌اندازد؟ دختری که به اعماق دریا افتاد
  35. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    دنبال سرنوشت نیفت. بذار سرنوشت بیفته دنبالت. دختری که به اعماق دریا افتاد
  36. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    چون از گوسفند ها بیشتر می‌آموزند. کیمیاگر
  37. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    آدم ها خیلی زود دلیل زندگی‌شان را می‌آموزند. شاید به خاطر همین خیلی زود هم از آن دست می‌کشند. کیمیاگر
  38. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    هرگز نمی‌فهمند که آدم همیشه امکان تحقق بخشیدن به رویایش را دارد. کیمیاگر
  39. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    در لحظه مشخصی از زندگی‌مان، اختیارمان را بر زندگی خود از دست می‌دهیم و از آن پس سرنوشت بر زندگی ما فرمانروا خواهد شد. این بزرگ‌ترین دروغ جهان است. کیمیاگر
  40. گربه نقره ای=))

    قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه نقره‌ای :) ]

    اگر آدم ها آن‌طور که آنها انتظار دارند عمل نکند، به باد انتقادش می‌گیرند. چون هرکس فکر می‌کند دقیقا می‌داند ما باید چطور زندگی کنیم. اما هرگز نمی‌دانند چگونه زندگی‌ خودشان را بزینند. کیمیاگر
  41. گربه نقره ای=))

    کاربر شناسی سری ۷۸

    دیگه کسی حدسی نداره؟ من که هنوز رو عمه‌م هستم @Tufan
  42. گربه نقره ای=))

    کاربر شناسی سری ۷۸

    والا که طوفانه خودشم به خودش شک داره @Tufan
  43. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    من محل ندادم گفتم ولش کن خودتو بزن به نشنیدنDeldary بعد با خانم فلانی خدافظی کردم رفتم پیش یلدا که دوستش گفت: برو پیش خانم فلانی دیگه... ما دیگه باهات دوست نیستیم«بنده خدا هشتمه با این سن میگه باهات قهریمLaghLagh2» منم گفتم: فک کردین خیلی محتاج دوستی با شمام؟«پتیاره ها»neutral{"_ و اومدم خونه تا...
  44. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    بهترین معلم رو داشتم shadi:_ و آخرین سال دبستانم:گریه: منو یلدا تو تابستون چون تو یه کوچه هستیم کلا پیش هم بودیم تا یلدا مثل همیشه دوست جدید پیدا کرد«نگفتم ولی قبل این 3 تا دوست جدید پیدا کرد باهاشون صمیمی شد و رابطشو با من بهم زد و بعد یه ماه اونا یا ترکش کردن یا بیشعور عذاب درومدن اونم...
  45. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    بعد گذشت و گذشت تا سال گذشته رفتم منت این یلدا بی ادب رو کشیدم دومست شدیم این یک سال... بهترین سال زندگیم بود... بجز قسمتی که کلی مردم شهید شدن... من و یلدا و ثمین همکلاسی شدیم و بهترین یکسال خودمونو رقم زدیم البته با وجود کیمیا که رنگ پوستمو مسخره میکرد خودش یه 70 کیلوییه قد 157 سفید هست منم...
  46. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    اونجا همه دوسم داشتن ولی کوچه خودمون یلدا که واقعا این 1 سالی که باهم بودیم رو دوست داشتم اون زمان رفته بود یه تیم 5 الا 7 نفره از گو...های توی کوچه رو جمع کرده بود سر کوچه/خونه ما خونه یلداوسط کوچه ته کوچه جمع میشدن سر خونه یلدا بعد یه خط تشکیل میدادن من از اونجا رد نشم کلا یه چسه جا...
  47. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    بگذریم... منو یلدا نزدیک 3 سال دوامون شد من همیشه میرفتم تو کوچه ای که سالن مامانم بود بازی میکردم و یه دوست پیدا کردم اسمش«ثمین» هست و همسنمه
  48. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    ناظم گفت تو 4 تا فوش دادی خر میمون گاو اونیکی چی بود؟ من هرچی فکر میکردم نمیدونستم بعد اون کلمه یلدا سک... رو نشونم داد منم گفتم این مگه فوشه؟؟ گفت این رو از کی شنیدی بعد منم هول شده بودم« چون این سادیسمی های روانی، منه 8 ساله رو تهدید میکردن. میگفتن آره اگه فلانی جلومو نمیگرفت کتکت میزدم. آخه...
  49. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    معلم نامه هارو یافت منو فرستاد دفتر
  50. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    اون موقه و الان یه خواننده هست اسمش ساسی هست من اونموقع چون آهنگاش شاد بودن دوسش داشتم حالا منه گیییییج فکر میکردم اسم ساسی یه چی دیگس خواستم بنویسم یلدا ساسی نوشتم یلدا «قابل سانسوره» توی «س ا س ی» ا رو ک نوشتم با اینکه این کلمه به گوشم نخورده بود
  51. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    ما دوم خیلی دوستای خوبی بودیم ولی یه روز خیلی اتفاقی یلدا بهم میگفت فاطیما «کنارشم یه فوش میزاشت نمیدونم چی بود» بعد تو کلاس وسط درس بهم نامه داد همون لقب رو نوشته بود منم از خدا بیخبر براش نامه نوشتم یبار گفتم: یلدا خره گاو منه یبار گفتم یلدا میمونه اونم همینجوری
  52. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    بزارید پست زمینه رو بهتون بگم من کلاس دوم که بودم نقل مکان کردیم به اینجایی که الان هستیم من با یکی از هم کوچه ای هام، همکلاسی بودم اسمش «یلدا» هست اسمی که بهش قول دادم تا ابد خاطرم میمونه فردی که امروز، برای بار دیگه رومو زمین زد
  53. گربه نقره ای=))

    دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

    سلام من اومدم با یه موضوع حوصله سربر دیگه
  54. گربه نقره ای=))

    همگانی همین الان داری به «کی» فکر میکنی؟

    به اونی که بعد 4 سال رفاقت امروز قشنگ ریددد تو دوستیمون Mood
  55. گربه نقره ای=))

    سپید‌جادوگر کتاب‌فروشی ماه سیاه

    داداش من اینارو میخرم قیمت 34 سکه الان میزنم برات
  56. گربه نقره ای=))

    اطلاعیه درخواست نقد اولیه شورا | فیلم‌نامه، نمایش‌نامه، فن‌فیکشن

    سلام خسته نباشید درخواست نقد فن فیکشن پدر من نمیخوام ازدواج کنم لینک:https://forum.cafewriters.xyz/threads/45503/
  57. گربه نقره ای=))

    مشاوره فعال مشاوره رمان | mah.sa

    من جوابتون رو داخل خصوصی میدم -53-؟"_}
  58. گربه نقره ای=))

    مشاوره فعال مشاوره رمان | mah.sa

    راستش دخترم قراره فوت کنه ولی گفتم همه چیزایی که خوندم اصلا به زندگی اول دختره توجهی نداشتن سر همین دارم از بیمارستان بودن دختره شروع میکنم
  59. گربه نقره ای=))

    مشاوره فعال مشاوره رمان | mah.sa

    جدی؟ راستش عاشقانه و فانتزی هست
  60. گربه نقره ای=))

    مشاوره فعال مشاوره رمان | mah.sa

    بله چون از یه جایی به بعد قراره خیلی رسمی صحبت شه چون اون زمان با هم رسمی صحبت میکنن و با افراد کمی عامیانه صحبت میکنن و گفتم شاید اینجوری خواننده بهتر هماهنگ شه یه جورایی ترکیب هردو. میدونم قراره چی بشه اما تو روند داستان هم تغییراتی ایجاد میکنم.
  61. گربه نقره ای=))

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | tufan

    متاسفانه از گپ خارج شدم راستش الان فقط توی شخصیت پردازی، خلاصه، مقدمه و فضاسازی مشکل دارم
  62. گربه نقره ای=))

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | tufan

    بزارید ببینم اگه از گپ خارج نشدم عضوتون میکنم
  63. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکیشن پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم| فاطیما تانیا

    پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم پارت دهم با صدایی لرزان می‌گویم: «چرا همچین چیزی رو می‌پرسین؟» حس می‌کنم رویای یک زندگی مجردی، درحال ترک برداشتن است: «چون کنجکاوم.» کنجکاو؟ در گذشته، اصلا به من علاقه نداشت. شاید می‌خواهد مرا با استفاده از همسر، از خود دور کند. نه... . زیر خنده می‌زنم و می‌گویم...
  64. گربه نقره ای=))

    اطلاعیه 📚درخواست تأیید رمان📚

    سلام وقت بخیر درخواست تایید رمان دارم
  65. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکیشن پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم| فاطیما تانیا

    پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم پارت نهم *** (جولیان) با صدای آواز گنجشکان، چشمانم را گشودم. باد پرده های سفیدم را تکان می‌داد و برگ های گلدانم را با خود می‌رقصاند. دست هایم را کش می‌دهم: «امروز روز خوبی به نظر میرسه!» پتویم رو کنار می‌زنم و اتاقم را از نظر می‌گذرانم. مرلین در را باز می‌کند و...
  66. گربه نقره ای=))

    چالش °• نگاشت | چالش ادبی•°

    با حرکت دستم، صدای تیک‌تاک ساعت عظیم و فرسوده در آوای پیانو محو می‌شود. خاطراتم، با بیرحمی بر سرم هجوم می‌آورند. در میان غبار زمان که بر دیواره‌های سنگی این دخمه چنگ انداخته است، من نشسته‌ام؛ تنها، با پیانویی که هم‌نفس سکوت‌های بی‌پایان من است. انگشتانم بر کلاویه‌ها می‌لغزند، نه برای نواختن یک...
  67. گربه نقره ای=))

    نقد کاربر نقد دل‌نوشته‌ی ماناکِ آسودگی|اثر رو.مهرزاد

    سلام عزیزم خسته نباشی. بسیار، بسیار از دلنوشته‌ات لذت بردم. سطح قلمت بالاست و خیلی خوب نوشتی. من یه غلط املایی که به چشم خورد اینه که اگه اشتباه نکنم « وَهم» نوشتی باید بنویسی« و هم». از ِ َ و... زیاد استفاده کردید. امیدوارم پارت های جدید رو ببینم عزیزم. jc_ghey
  68. گربه نقره ای=))

    سوژه شو سری ۱۱۶ | گربه سیاه

    ۱. آواتارش رو بر چه اساسی انتخاب می‌کنه؟ گربه ۲. از بین نام‌های کاربری اینجا کدوم براش وایب خوبی داره؟ گربه سیاه ۳. به نظرش بدترین اخلاقی که میتونه کسی داشته باشه، چیه؟ فکنم دروغگو بودن ۴. اگه بخواد ایران رو از نو بسازه، بیشتر رو چی توجه می‌کنه؟ اطلاعی ندارم ۵. اگه ادمین بود، به کاربران چی...
  69. گربه نقره ای=))

    بازی مافیا

    اعلام آمادگیییییییی
  70. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکیشن پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم| فاطیما تانیا

    پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم پارت هشت انتظار هرگونه واکنش از سمت پدر را داشتم؛ ولی او رویش را برگرداند و رفت. گویی نمی‌خواهد با دختر رقت‌انگیز خود، صحبت دیگری داشته باشد. من می‌خواهم بدون جلب‌توجه باقی زندگی‌ام را با پول پدر صرف کنم. پس امیدوارم پدر مانند زندگی قبلم، مرا به حال خود رها کند. ***...
  71. گربه نقره ای=))

    کاربر شناسی سری ۷۶

    مامان بزرگ چطوری؟ من میگم مامانه: گربه سفید
  72. گربه نقره ای=))

    کاربر شناسی سری ۷۶

    من حالا اون لحظه عقده ای بازی در اوردم خواهشا فراموشش کن :گریه: من نیستمc54c27_25ndke-hanghead
  73. گربه نقره ای=))

    نقد کاربر فن‌فیکشن پدر من نمیخوام ازدواج کنم| گربه نقره‌ای

    نام اثر: پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم نام نویسنده: فاطیما تانیا ژانر: عاشقانه فانتزی تاریخی خلاصه:دختری پس از مرگش، درون یکی از رمان‌هایی که قبلاً خوانده بود، تناسخ می‌کند و خود را در جسم زنی شرور به نام جوبلیان الوی فلوین می‌بیند. او می‌خواهد سرنوشت شوم خود را تغییر دهد؛ اما متوجه می‌شود که پدرش...
  74. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکیشن پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم| فاطیما تانیا

    پدر من نمی‌خوام ازدواج کنم پارت هفت دوک فلون عینک‌اش را در می‌آورد و می‌گوید: «امروز به شوالیه ها چیزی یاد ندادم.» جولیان نپدرش را برنداز می‌کند و با خود می‌گوید پدر ظاهر بسیار جوانی دارد؛ گویی هیچ‌گاه سنش بالا نمی‌رود. به چشمان پدرش خیره می‌شود: «متوجه شدم.» دوک فلون چیزی نمی‌گوید پس...
  75. گربه نقره ای=))

    نقد کاربر رمان هرشب، بی‌نام | اثر حدیث پورحسن

    سلام عزیزم، خسته نباشی من چون حافظه خوبی ندارم اول اسم و اینارو نقد میکنم بعد مقدمه و بعدش خود اثرت jc_ghey اسمت کنجکاو برانگیزه و من رو تحریک کرد تا بقیه اثرت هم بخونم خلاصه ات با ژانر هات همخونی داره و خوبه مقدمه ای که نوشتی واقعا خیلی خوبه و کلا سطح قلمت بالاست و من الان حس میکنم در سطحی...
  76. گربه نقره ای=))

    نقد کاربر نقد کاربر| دلنوشته حسرت خانه خیالی اثر فاطیما تانیا

    نام اثر: حسرت خانه خیالی نام نویسنده: فاطیما تانیا ژانر: اجتماعی، روانشناختی، عاشقانه خلاصه:این نقاشی، بازسازیِ تصویریِ آرزویی است که در روزهای غبارآلودِ کودکی‌ام، بر کاغذ جان گرفت. در روزهایی که معنای خانواده در ذهنم با درد گره خورده بود، من با خطوطی ساده، جهانی را ترسیم کردم که در آن دست‌ها...
  77. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    یارم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد
  78. گربه نقره ای=))

    نظرسنجی بهم بگو چه چالشی (◕‿-)

    یکی معلم مهدکودک بشه و چند نفر هم دانش اموز و باید یه سناریو طنز رو پیش ببرن یکی بیاد مثلا کتاب دزیره رو معرفی کنه بعد دزیره آخرش ه داره پس یکی دیگه یه کتاب با ه معرفی کنه/خونده باشن بیان یع دختریو توصیف کنن اونم تو حالت غیبت اولی بگه اون همش با موهای لختش پز میده دومی بگه بلیز جذب میپوشه تا...
  79. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکشن ماه مه آلود| فاطیما تانیا

    پارت اول ماه مه آلود فصل اول از دید مها=== سردرد شدیدی که داشتم، دیگر مرا به مرز جنون می‌کشاند. امروز به دلیل امتحانات، فقط دو ساعت توانستم به خواب فرو بروم. حتی نتوانستم صبحانه میل کنم و سه ساعت سر جلسه امتحان فسفر سوزاندم. دیگر نمی‌توانم... شکر خدا را به جا می‌آورم زیرا این...
  80. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکشن ماه مه آلود| فاطیما تانیا

    مقدمه : دنیا آن چیزی نیست که ما انسان‌ها مشاهده می‌کنیم. ما تنها چیزهایی را می‌بینیم که به آن‌ها باور داریم. دختری آرام که کنارت جا خوش کرده، می‌تواند احساسات دیگری در چهره‌اش داشته باشد. پسری که دست کمک به سویت دراز کرده، اگر روی واقعی‌اش را ببینی شاید به کابوس شبانه‌ات بدل شود. و عشق… عشق...
  81. گربه نقره ای=))

    در حال تایپ فن فیکشن ماه مه آلود| فاطیما تانیا

    عنوان: ماه مه آلود این اثر بازنویسی رمان ماه مه آلود میباشد ژانر:عاشقانه - علمی تخیلی نویسنده : فاطیما تانیا خلاصه : مها تصور می‌کرد سفر به خانه‌ی دوست صمیمی‌اش در دل جنگلی انبوه، تنها راهی برای فرار از هیاهوی دانشگاه و یافتن اندکی آرامش است. اما او بی‌خبر بود که در عمق سایه‌سارهای آن جنگل...
  82. گربه نقره ای=))

    اطلاعیه | درخواست نقد دلنوشته |

    سلام مسابقه تموم شد
  83. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دودلم اینکه بیاید من معمولی را سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
  84. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    تا کجاش قصه را باید ز دلتنگی نوشت تا بع کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
  85. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دودلم انکه بیابد من معمولی را سر و سامان بدهد یا سرو سامان ببرد
  86. گربه نقره ای=))

    دفتر تمرین تمرین | • مدرسه‌ی شعر؛ کارگاه قالب‌های شعری •

    چه عاشق بودم``چه خندان بودم چه غریب با عشق``چقدر خام و صادق بودم چه راحت دل دادم``ولی وفادار بودم با اینکه دانستم آن رویش``چه بیخیال بودم تقصیر او نیست``که من فکر غزل بودم اولین شعرم ``دَر میانِ این فرشِ عظیم🎼 ``کودکی گِریان است🎼 ``مابِینِ این خُطوطِ ظریف🎼 ``مرواریدی رَقصان است🎼 ``دَرونِ آغوشِ...
  87. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دودلم اینکه بیاید من معمولی را سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
  88. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    بگردید بگردید در این خانه بگردید در این خانه غریبند غریبانه بگردید
  89. گربه نقره ای=))

    همگانی یه جمله واسه مخاطب خاصّت بنویس!

    فاطیماااا هم کیمیا هم یلدا هم من تو تو شهید بهشتی ثبت‌نام کردیم فقط تو نیستی اینم پیامش...:broken_heart:
  90. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    ان مرد در باران تویی حالا که خوانده بودم در دبستانم
  91. گربه نقره ای=))

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟ یا با گریه های بی قرار ارام شد؟
  92. گربه نقره ای=))

    همگانی °• هم آوایی قلم | دلنوشته همگانی •°

    شاید سرنوشت مرا اینگونه خواست. گویی لب هایم با نخی نامرئی دوخته شده‌اند و هر چه می‌خواهم فریاد بزنم، تنها سکوتی سرد و بی‌روح از گلویم خارج می‌شود. هوا چنان سرد است که پوست را می‌سوزاند؛ نوعی سوزش یخ‌زده که گویی باید عادت کنم. دیگر نمیتوانم گوش هایم را با آوای خنده هایمان گرم کنم، فقط این سکوت...
عقب
بالا پایین