نمیدونم حسی که دارم دوست داشتنه یا تنفر، برزخِ بینِ این دو حس داره عذابم میده و خودم هم نمیدونم چه مرگمه؟
دارم به زانو میافتم. هی میخوام تموماش کنم، تا مرزش هم میرم اما یک دفعه نمیتونم. این چه حال برزخ و مزخرفیه؟ چرا تموم نمیشه.
یک لحظه پر از دوست داشتن ام و لحظه ای بعد پر از نفرت. حتی...