آخرین محتوا توسط شاهکش

  1. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    پس کی تمام میشود؟ آن پایان خوشی که سالهاست در پی‌اش می‌دوم کجاست؟ شاید پایانِ خوش سرابی بیشتر نبود، شاید اصلا پایانی مقدر نشده و فقط باید سوخت و ساخت. اما... دروغ چرا؟ از دویدن خسته‌ام، نه فقط پاهایم، جسمم، روحم، دلم، مغزم و همه‌ی من خسته است. پس کی تمام می‌شوی لعنتی؟ کی؟
  2. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    من شاید نگفتم؛ اما خودم بیش از هرکسی می‌دانستم که چقدر درد داشت. آن لحظه، آن آدم، آن رفتار، آن حرف، آن عمل، آن سوختن و... و حالا فقط تلی از خاکسترِ سوخته ی دردم.
  3. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    از فکر کردن خسته‌ام؛ آخرش یا من افکار را میکُشم و یا افکار مرا.
  4. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    این روزها زیادی به مرگ فکر میکنم یا همه این جوری اند؟! خیابان که میروم با عبور هر ماشین میگویم کدامشان سهم من است که مرا بزند و به پایان برساند؟ از ارتفاع که میروم با هر قدم میگویم شاید پریدن تهِ کارِ من باشد، می‌شود بپرم و پرواز ِ آخرم باشد؟ وقت‌های که به خواب میروم هربار با خودم زمزمه میکنم...
  5. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    عقلِ عزیزم خودم با تمام وجود میدانم تهش چیست. میدانم دارم خودم را در چاهی می‌اندازم که بیرون آمدنش شاید با مرگ باشد، میدانم اسمش دیوانگی محض است، میدانم غصه و درد جانکاهی برایم به جا خواهد گذاشت، میدانم ته قصه خوش نخواهد بود، میدانم قرار است بیش از اینها شکسته شوم و دم نزنم، میدانم... من همه را...
  6. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    نمیشه دوباره کودک باشم؟ فقط بخورم و بخوابم و بی‌دغدغه زندگی کنم، کسی از من انتظاری نداشته باشد، بی دلیل خاصی و با همه ی کارهایم باز هم دوستم داشته باشند، بار مسئولیتی نباشد، هرکجا خسته شدم همانجا به زندگی ایست بدهم و استراحت کنم، احساسی به جز سادگی را درک نکرده باشم، همه چیز برایم رنگی باشد و...
  7. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    نزیسته های زیادی دارم؛ گریه‌های زیادی دارم که هنوز نگریستمشان. غصه‌های زیادی دارم که هنوز نخوردمشان. رویاهای زیادی دارم که هنوز نرسیدمشان. تمام‌های زیادی دارم که ناتمام ماندند. بغض‌های زیادی دارم که در گلو ماندند. و منی... منی دارم که هیچوقت من نشد! چون هیچکس نخواست من را ببیند حتی خودم. این را...
  8. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    یک سری چیزا که همون لحظه تورو نابود نمی‌کنه و نمیکشه، قوی میمونی و دووم میاری ولی... شبیهِ تبری که سرش کُنده آروم گلوت و میچسبه و میبُره، اینقدر آروم که ذره ذره به خُر خُر بیفتی و ذره ذره جون بدی. شاید اگه همون‌ لحظه تبرِ این درد تیز بود، یک‌بار می‌مردم و تموم میشد ولی حالا منم و یک تبر به اسمِ...
  9. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    گفتنش چیزی و درست نمی‌کنه؛ پس چه فایده از گفتن؟! دیگه هیچی درست نمیشه. از اون همه رویا و فکر فقط یک خرابه موند که دیگه هیچ جوره نمیشه مثل روز اول نه، حتی ذره ای شبیه روز اولش بشه. خب که چی؟ ها؟ خب که چی؟ مگه نمیدونستی؟ تو که می‌دونستی ته راهت همینه، تهش خرابیه، درده، ولی خودت خواستی بازم توش...
  10. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    دوس داشتم این تیکه دکلمه و بفرستم واست ولی دستم نمیره ک نمیره ولی اینجا ک میتونم بگمت. تو مرگ صدها مرد مادر مرده دست داری با خون من دستاتو داری باز میشوری ! حرف از دلم ماسیده تا پشت لب و دندون وقتی نگاهت پشت اون اخم زبون بنده حرفای هر روزم تو حلقومم تلنباره بغضی که توی سینمه، هم وزن الونده هم...
  11. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    عی بابا یک سوگواری درست و حسابیمون هم نشد. ولی بازم من و کشتی یک بار دیگه. هر بار تیر خلاص میزنی و نمی‌دونم چرا تموم نمیشم؟ شاید روزی که گلوله های تفنگت تموم بشه منم راحت بشم! مسخرست ولی جای گلوله هات توی تنم و هم عشقس. اینم یک مدل یادگاریه دیگه. ولی خب توی لامصب که این روح جر وا جر من و دیده...
  12. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    ولی این مرگ‌هایی که جایی ثبت نمیشه آمارشون زیادی از زیاد بالاست؛ شاید تو همین خونه امشب سه نفر مرده باشم و تنهایی تا صبح عزاداری کرده باشن و تو ندانی! روزی از کنار هزارتا آدم رد میشی و نمیدونی تون آدم چند بار مرده و زنده شده که الان اینجاست؟ اصلا شاید فقط جسمش مونده و روحش زودتر از خودش رفته...
  13. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    این وقت هاست که تو دلم میگم: کاش به جای انسان... اون هم توی خاورمیانه، یک گاو توی سوئدی جایی بودم. علفم و میخورم یک کار مفیدی میکردم و بعدم میمردم و تموم! این همه داستان و کوفت و زهرمار نداشتیم؛ تازه اون دنیا تندیس گاو نمونه رو هم میدادم بهم؛ نه که تو هر چقدر انسان خوبی بوده باشی و جبران کنی؛...
  14. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    و راست می‌گفت؛ آخر این انسان چه کوفتی است؟ احساس در وجودش قُل قُل می‌کند، هرچه هم که خفه اش می‌کنی بالاخره این احساس جایی بند را به آب می‌دهد و گند میزند به تمامِ دست به یکی کردن های تو و منطقِ مغزت! یکی دوتا هم که نیست، قربان خدا بروم در ازای هرچه خلق کرده یک احساسی هم کاشته توی گِلِ انسان که...
  15. ش

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    روانشناس‌ها می‌گویند سوگواری ۵ مرحله دارد. انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی، پذیرش! هرچه فکر می‌کنم انگار کلِ زندگی در این ۵ مرحله غلت می‌خوردم. ضربه و سوگِ قبلی تمام میشد، ضربه یک بعدی با نیشِ چاک خورده از در می‌آمد تو و می‌گفت هی رفیق! الکی دست و پا نزن و خونت را کثیف نکن؛ تو تا ابد توی همین...
عقب
بالا پایین