آخرین محتوا توسط کیمیا.›

  1. کیمیا.›

    در حال تایپ رمان آلین | اثر کیمیا انوری

    «بفرمایید.» صدای قیژی که حاکی از روغن‌کاری‌نشدن لولای در بود، بلند شد. بدون بلند کردن سرم گفتم: «گوشۀ میز بزارین.» ثانیه‌ای بعد، آهنگ به‌هم‌خوردن نعلبکی و فنجان به گوشم رسید. «بانو، امر دیگه‌ای ندارین؟» بی‌اختیار محو صدای گرم و مردونۀ‌اش شدم؛ سرم رو از پرونده بیرون کشیدم. در چندقدمی میز، پسری...
  2. کیمیا.›

    در حال تایپ رمان آلین | اثر کیمیا انوری

    «اینجا که کسی نیست!» از زیر میز بیرون اومد و مقنعۀ کج‌و‌کوله‌اش رو مرتب کرد. روی صندلی نشست و با صدای نسبتاً آرومی گفت: «الان نمی‌شه چیزی بگم. برو داخل دستشویی ته راهرو منتظرم باش.» صورتم رو با چندش جمع کردم: «چی می‌گی؟ دستشویی ته راهرو؟ من تو این چند سال پام‌رو هم اونجا نذاشتم.» اخم وحشتناکی...
  3. کیمیا.›

    در حال تایپ رمان آلین | اثر کیمیا انوری

    *** (بازگشت به زمان حال) با احساس دردی در ناحیۀ کمرم با سستی چشم‌هام رو باز کردم. نگاهم رو بین شیشه‌خورده‌های پراکنده چرخوندم و با کرختی ایستادم؛ با احتیاط از بین تیکه‌های بزرگ و کوچیک شیشه، که برق تیزشون به خوبی دیده می‌شد، عبور کردم و به سمت اتاق‌خواب رفتم. دوباره از سر تا پام رو با نگاهم رصد...
  4. کیمیا.›

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    احتمالا علاقه داره به سیاست
  5. کیمیا.›

    دنباله‌دار کاربر بعدی ...

    بلی. کاربر بعدی عشق موتور داره؟
  6. کیمیا.›

    در حال تایپ رمان آلین | اثر کیمیا انوری

    *** (چند ساعت‌ قبل) «خانوم محترم! شما خودتون نگاهی به مدارک انداختین؟ گواهی پزشکی قانونی حرف اول و آخر رو می‌زنه. بچه‌تون پای پسر مردم‌ رو شکسته و فکش‌ رو پایین آورده! بعد شما دنبال وکیل می‌گردین؟ خسارت‌ رو بدین قضیه تموم میشه!» دستمال‌کاغذی تقریباً خیس‌شده از اشک چشم‌هاش رو کمی بین انگشت‌هاش...
  7. کیمیا.›

    در حال تایپ رمان آلین | اثر کیمیا انوری

    مقدمه: من بر این باورم که انسان همواره تنها خواهد ماند. هم‌رنگی با جهان بیرون، تنها تظاهری است در پیش گرفته‌ایم. اما حقیقتِ کوبنده همچون پتکی بر چهره می‌نشیند؛ هر یک از ما از ریشه‌ای متفاوت برخاسته‌ایم و هرگز نمی‌توانیم با این جهان همرنگ شویم. از پله‌های پر پیچ‌وخم می‌گذرم و با خستگی هرچه...
  8. کیمیا.›

    در حال تایپ رمان آلین | اثر کیمیا انوری

    عنوان: آلین ژانر: پلیسی, اجتماعی, عاشقانه نویسنده: کیمیا انوری خلاصه: یک پرونده‌ی حقوقی ساده، مرز بین گذشته و حال را برای یک وکیل فرو می‌ریزد. او در مسیر کشف یک باند مخفی، به معمایی برمی‌خورد که جوابش تمام باورش را زیر سوال می‌برد: ممکن است قهرمان کودکی، همان هیولای امروز باشد؟ آیا در پایان،...
  9. کیمیا.›

    دنباله‌دار برات جالبه یا جالب نیست؟

    نه زیاد. اخراج شدن از مدرسه!-2-35-
  10. کیمیا.›

    دنباله‌دار اگه زندگیت یه فیلم بود چه اسمی براش انتخاب میکردی ؟

    نوما› یه واژه‌ی یونانی به معنای روح زندگی
  11. کیمیا.›

    اطلاعیه 📚درخواست تأیید رمان📚

    درود. درخواست تایید رمان
  12. کیمیا.›

    اطلاعیه 📚درخواست تأیید رمان📚

    درود و وقت بخیر.. درخواست تایید رمان !
عقب
بالا پایین