دوستت دارم؛
نه چون کاملترین انسانی،
بلکه چون در کنار تو،
جهان کاملتر به نظر میرسد.
هر بار که دستت را میگیرم،
انگار تمام راههای گمشدهٔ زندگی،
به خانه ختم میشوند
تو را آنگونه دوست دارم
که درخت، باران را؛
بیصدا،
بیادعا،
و با تمام ریشههایش.
حتی اگر هیچکس نفهمد
چگونه زنده ماندهام،
من میدانم
دلیل نفس کشیدنم،
حضور آرام تو بوده است
سلامممممممممممم
اسمم سوداست
23 سالمه
متولد اردیبهشت 82 ام
تهران زندگی میکنم
پنج ماهی هست ازدواج کردم و متاهلم
عاشق عکس گرفتن و گوش دادن به موسیقی و کتاب و خوندن رمانم
یه مدتی مینوشتم اما بعد ولش کردم
هنوزم دوست دارم بنویسم چون قلمم خوب نیست کلافه میشم
فکر کنم سال 1402 بود با اکسم اینجا...