آخرین فعالیت sohil

  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    در سکوتِ ملک بزرگ راستاد دختربچه صدای خنده‌های عمه‌هایش را از طبقۀ پایین شنید. شادمان شد، ذهن کوچکش اعلام کرد پدر بی‌تردید آنجاست...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    بی‌تفاوت به تعریفش به پشت عکس اشاره کردم. «هرچی ازش می‌دونم رو این پشت برات نوشتم، امیدوارم برات کافی باشه.» همزمان که من سخن می‌گفتم او...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    حیاط بزرگ ساختمان با باغچه‌هایی از گل پوشیده شده و جای‌جای‌اش چراغ‌های حبابی زیبایی فضا را چند برابر می‌کرد. با آسانسور به طبقۀ دهم...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    تا رسیدن به شهری که از چند سال قبل به شدت آرزو داشتم آنجا را ببینم، انواع و اقسام موسیقی‌ها از خواننده‌های مختلف همراهیم کردند. در نهایت...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    با شتاب به سمت در خروج راه افتادم و او هم‌چنان به دنبالم می‌آمد. عجز دل‌افروز را هرگز اینطور ندیده بودم، به گمانم در این لحظه بیش از هر...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    «نه! دلی! تو نمی‌تونی این‌کارو کنی.» اجزای صورتش به وضوح لرزید و صدایش بالا رفت. «خیال می‌کنی حالا که پدرت نیست هرکاری دوست داری می‌تونی...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    لباس سفید ساده‌ای پوشیدم و موهایم را شانه زدم. خودم را در آینۀ اتاقم نگاه کردم. تنها یک خط چشم سیاه دور دیدگانم کشیدم و رژلب کمرنگی به...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    «باید برم یکم بخوابم، سردرد داره منو می‌کشه.» غم از دست دادن میثم برای او بزرگ بود، خبر دارم این کابوس چند شبی خواب را از چشم‌هایش ربوده...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    روی تخت‌خواب سفید یک‌دستم نشستم، به پنجرۀ بلند بالای یک سوی دیوار خیره ماندم و قطره‌های به جا ماندۀ باران را شمردم! سکوت عمیق آزارم...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    اطرافیانم بارها گفته بودند شبیه به پدرم هستم. قاطع و گاه بی‌رحم اما من همیشۀ خدا می‌خواستم شبیه به دل‌افروز باشم. آن لحظه چنان سخت و...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    میثم جاوید! امروز به خاک سپرده شد. او بزرگ خاندان که نه، باید بگویم وارث خاندان جاوید بود و اکنون من آخرین نسل این قوم هستم. تا آنجا که...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    مقدمه: هیچ‌کس نفهمید از کِی آغاز شد. فاجعه هیچ‌وقت با صدای بلند از راه نمی‌رسد. آرام می‌آید؛ آن‌قدر آرام که خیال می‌کنی همه‌چیز سر جای...
  • S
    sohil به مانـدِگـار؛ نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    ◆◇◆◇◆ نویسنده‌ی عزیز؛ ضمن خوش‌آمد گویی و سپاس از انتخاب انجمن کافه نویسندگان برای انتشار رمان خود، خواهشمندیم قبل از تایپ رمان، قوانین...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    عنوان: نابَـــیان ژانر: اجتماعی، عاشقانه نویسنده: گندم، س ناظر: @malihe خلاصه: دختر جوان، برای بازگرداندن عواطفِ از دست‌رفته و...
  • S
    sohil به هویار نوشته در موضوع خوب رمان یاسکا | میم.هویار با Like Like واکنش نشان داد.
    پایان مکالمه همانی بود که می‌خواستیم و دیگر حرفی نمانده بود اما وقتی اغوا در قبای مالک‌‌زادی برگشت سوی من یعنی حرفی مانده و یا خط و...
عقب
بالا پایین