تمرین اول
شعر کلاسیک:
شبی را با دلی تنگ و غمی بسیار، سحر کردم
به انتظار او، زمستان را به سنگینی سپر کردم
امید لحظه دیدار، لبخند را جان چهره من کرد
دلم تنگ است و این دیدار، تن من را پرپر کرد
زخم چشم او، دل غمدار و پر درد وجودم را
به ناگاه در هم شکست، زخم جانم را بدتر کرد
کاش چشم نابینای من،...