آخرین محتوا توسط ZeinabHdm

  1. ZeinabHdm

    در حال تایپ رمان مژدار(جلد دوم)| زینب هادی مقدم

    باوان با تقه‌ای به در، وارد اتاق شد. تاریکی اتاق، علی را در آغوش خود گرفته بود و تنها باوان از نور کم سوی محوطه که به داخل گسیل می‌کرد؛ او را در پشت پنجره شکار کرد‌. نزدیکش جایی پشت سرش ایستاد. دستش را پیش برد تا با لمس شانه مردانه‌اش بتواند دلگرمی او شود. تردید را رها کرد و شانه پهن مردانه علی...
  2. ZeinabHdm

    در حال تایپ رمان مژدار(جلد دوم)| زینب هادی مقدم

    علی رو به باوان گفت: «شما برو بالا منم الان میام.» باوان که نگران بحث میان او و مادرش بود. ساکت همان جا ایستاد اما علی دوباره اما این بار با کمی جدیت لب زد: «من الان با شما بودم یا نه؟!» نگاه باوان به خشم نهفته در چشمان شکوه گیر کرد. انگار بخواهد آنچه که در ذهن زن می‌گذرد را ترجمه کند به او خیره...
  3. ZeinabHdm

    اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست جلد ]

    درخواست طراحی جلد داشتم https://forum.cafewriters.xyz/threads/42543/
  4. ZeinabHdm

    در حال بررسی درخواست چاپ رمان | مژدار

    نام رمان: مژدار ژانر: اجتماعی ، تراژدی نویسنده: زینب هادی مقدم سطح: حرفه‌ای لینک اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/39753/
عقب
بالا پایین