آخرین محتوا توسط . سیده نرگس مرادی .

  1. . سیده نرگس مرادی .

    چالش 🕊یاد یاران سفرکرده جایزه سکه🕊

    روز بیست‌دوم :black_heart: 952351097998_1
  2. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه «رمان زوال‌نشان| ناظر:نرگس مرادی»

    #۱۲ دست حامد به معنای«برو بابا» تکان داده می‌شود و در پِی آن «ویرگول✓» تلخ‌خندی «تلخندی✓» لب‌های سیاوش را به بازی می‌گیرد. حتّی بهترین رفیق دوران دبیرستانش هم، دلش نمی‌خواست با او هم‌کلام شود. مغازه‌ی حامد در دورترین نقطه‌ی شهر قرار داشت. جایی که فقر بی‌داد می‌کرد و دزدی تنها راه امرار معاش...
  3. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه «رمان زوال‌نشان| ناظر:نرگس مرادی»

    #۱۱ به صفحۀ ترک‌خورده و خاکی آن نگاه می‌کند. دکمۀ بغل گوشی را فشار می‌دهد تا بلکه روشن شود، امّا سیاهی صفحه هم‌چنان پابرجا می‌ماند. «اَه گندش بزنن.» «علامت تعجب بذار✓» برای بار دوم سعی می‌کند گوشی‌ را روشن کند. آن‌قدر دکمه خاموش و روشنش را فشار می‌دهد تا این‌که بالاخره موفق می‌شود. کمی منتظر...
  4. . سیده نرگس مرادی .

    متوسط رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    با خستگی تمام، چشم‌های خود را می‌گشاید و به جنازه‌ی به قتل رسیده، خیره می‌شود. از روزی که این پرونده به او منتقل شده بود، فردی گشته بود که بی‌درنگ ساکت ننشسته بود و مدام در حین کوشش بود و نمی‌گذاشت که خستگی بر او غلبه نماید. پوفی می‌کشد. «ارغوان، گزارش قتل به کجا رسید؟» ارغوان با استرس فراوان...
  5. . سیده نرگس مرادی .

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | مهر ۱۴۰۵

    نوشته در موضوع 'رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/46158/post-502485 سلام یه پارت
  6. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    گیسو عصبی می‌شود. دلش می‌خواهد، دستیار پدرش را باری‌دیگر ببیند و هنگامی‌که سرش را بالا می‌آورد، با تعجب او را می‌نگرد. خودِ خودش بود که با لبخندی محو، او را می‌نگریست. با همان چشمان اشکی و سیا‌ه‌گون‌اش، جلو می‌آید و می‌خواهد او را در آغوش خودش بیندازد که با حرف او، مکث می‌‌کند: «ما به هم نامحرم...
  7. . سیده نرگس مرادی .

    مشاوره فعال مشاوره علائم نگارشی و ویرایش| عجیبه خانوم

    نوشته در موضوع 'رمان ساکت نمی‌نشیند | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/38901/post-498024 عزیزم درستش کردم
  8. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    هامین هم با یک چشمک‌زدن، کار او را امتداد می‌دهد. «هه! تو فکر کردی که من از تو و اون رئیست می‌ترسم؟» سپس رویش را از او می‌گرداند و می‌خواهد برود که فرهاد، بازوی مردانه و قوی او را در دستش می‌گیرد و به طرف خودش متمایل می‌کند. هنوز حرفم تموم نشده که بذارم بری! می‌ایستد، ولی باز نمی‌گردد و می‌گوید...
  9. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    زیر لب که می‌شد لب‌خوانی، می‌گوید: «هامین، نقشه تغییر کرده، اما سرهنگ توی نقشه هست. تو باید فعلاً حواس ناصر رو پرت کنی تا یک نقشه‌ی دیگه برای ناصر فلاح صادر بشه!» هامین خواست چیزی بگوید که ناصر فلاح از سرجای خود برخاست و پشت به آن مردک مرموز می‌گوید: «حواست باشه که چی میگی فرهاد!» بلاخره اسمش لو...
  10. . سیده نرگس مرادی .

    عکس آشپزی‌های من و تو 👩‍🍳🧑‍🍳

    زنگ بزن آمبولانس، اینم از شانس ماست...-2-35-Lagh
  11. . سیده نرگس مرادی .

    تولد تولد ماهناز انجمن 💫🌸 | Albatross

    سلام تولدتون مبارک انشاءالله در راه‌های خوب، موفق باشین. t-icon12 :gol narenji:
عقب
بالا پایین