از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم. تنها چیزی که از من دلجویی میکرد، امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا میترساند و خسته میکرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم اُنس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟
بوفکور|صادق هدایت