نتایح جستجو

  1. serino

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    خانم ناظر تحویل بگیر @serena
  2. serino

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    او از کالسکه (یا درشکه سبک با یک اسب) پستچی خود، پیاده شد تا به کمک او برود؛ همون درشکه بنویس خوبه با این تصور که او از پله‌های شیب‌دار خانه‌اش افتاده بود. شاید بیهوش شده بود یا در اثر سقوط، استخوان‌هایش شکسته بود. thinking she had fallen down the steep set of steps from the veranda of her...
  3. serino

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    تو سایتocean of pdf اسمشو سرچ کن میاد
  4. serino

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    جمله بعدی: نزدیک سرش، لکه‌ی بزرگی از خون، در حال لخته شدن بود. A pool of blood congealing near her head. ببین طرف افتاده مرده خون خیلی زیاد میاد اندازه حجم بدتش تو فیلما دیده باشی خون میاد برای همین اصطلاح لکه حتی اگر بعدش بگی لکه بزرگ مناسب نیست. بهتره از همون تشبیهی که خود نویسنده استفاده کرده...
  5. serino

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    فصل دومت: این پستچی بود که در حال انجام وظیفه‌ی همیشگی‌اش، برای اولین بار متوجه‌ی پیکر بی‌حرکت در پای پله‌های جلوی خانه شد. It was the Postie doing his rounds who first noticed the prone figure at the base of the front steps of the house. ببین خوب دقت کن اول میای تحت الفظی همون متن انگلیسی رو...
  6. serino

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    همان که تنها با یک ضربه‌ی محکم روی بدنه ساعت قدیمی‌اش خاموش می‌شد. تو این نقد سری پیش گفته بودم ساعت دومیه رو حذف کن ساعت اولی رو حذف کردی بدتر شد. همان ساعتی که تنها با یک ضربه‌ی محکم روی بدنه قدیمی‌اش خاموش می‌شد. دیگه وقتی جمله قبلیم گفتی ساعت همه میدونن منظورت از بدنه قدیمی بدنه ساعته لازم...
  7. serino

    چالش چالش تمرین تصویری قبل از خواب

    قشنگ تره اگر بنویسی هر شب سه تا چیزو که تو زندگیت داری و بخاطر داشتنشون قدر دانی بنویسی و تکراری هم نباشن
  8. serino

    چالش مسابقات بی پایان مترجم برتر

    خب خب خب، قراره زین پس مترجمین با هم سر رتبه برتر رقابت داشته باشن و برای رنک مترجم برتر و امتیازات و منافع اون خودشونو بکشن.-65-{} قضیه از این قراره که هر 10 روز یکبار مترجمین با توجه به مقدار و کیفیت فعالیتشون رتبه بندی میشن و نفر اول تا سوم هدایا و مزایایی برای تلاش هاشون دریافت می‌کنن.(y)...
  9. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    پیش به سوی دکمه لغو اشتراک
  10. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    اوه اوه اوه
  11. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    تو جزئشون نباشی حله
  12. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    کلا تعداد اقایونی که فعالن تو انجمن به ده تا نمیرسه بعد 4 تاشون داور شن؟ ملاک و معیار ها نا متناسبه بنطر من بدید معاونا و ارشدا از بین اون فعال ها یکیو انتخاب کنه نگیم پارتی بازی شد تاپیکم بسته شه خلاص شیم. @Lydia @Farzane
  13. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    پسر شایسته ها مملو از تواضع ان
  14. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    نه اتفاقا من داشتم همینو بهشون میفهموندم جیگر تر از تو نیس
  15. serino

    همگانی پسر شایسته سال

    اصن از پیامت مشخصه پسری. والا ما پسرا اصن برامون مهم نیس این چیزا اینکه ۹۰ درصد پیاما هم از طرف دختراس اثباتش میکنه.
  16. serino

    در حال تایپ رمان یاغیان مترو‌نشین |سرینو

    همینطور نگاهم می‌کرد و با گذاشتن کلاه روی سرش نیشش دوباره باز شد و دندان‌های شیری‌اش خبر از رضایت مطلق می‌داد. چیزی که فقط از کودکی می‌توان حس کرد. «مرسی» سفتی بند کلاه را روی سرش تنظیم می‌کردم که با لحنی آرام گفتم: «خواهش میکنم! از این به بعد هر وقت با میای بیرون کلاهت رو سرت کن تا تو آفتاب...
  17. serino

    در حال تایپ رمان یاغیان مترو‌نشین |سرینو

    با اینکه خیّر و تصمیم‌گیر اصلی من نبودم، اما به غرورم برخورد و از اینکه نمی‌توانستم کمک اساسی‌ای بکنم، احساس ضعف کردم. «خب ما اینارو یادداشت می‌کنیم و داده‌ها را جمع‌آوری می‌کنیم تا بتونیم کمک‌های موثرتری انجام بدیم و ان‌شا‌الله مسائل ریشه‌ای حل بشه.» «ان‌‌شا‌الله، بعد از تهیه و بایگانی کردن یه...
  18. serino

    در حال تایپ رمان یاغیان مترو‌نشین |سرینو

    داخل کامیون به ظاهر نوی شرکت، کنار همکار جدیدم نشسته بودم و زیر باد کولر، حواسم پرت لباس کار جدیدم بود. یک تیشرت نخی با رنگ آبی آسمانی و شلوارسرمه‌ای پارچه‌ای بیشتر شبیه ماموران اداره آبمان کرده بود. برای کسی که حقوق نمی‌گیرد، یک دست لباس کار و یک خودکار و دفتر با لوگوی شرکت به طرز عجیبی عزیز...
عقب
بالا پایین