چکلیست کامل بود. آرپیجیها، کلاشینکوف ها، چاقوها و ملزومات اضافه، همه چیز سرجاشون بودن. دستور عملیات هم صادر شده بود.
این افراطیهای جهادی، همهچیز رو مو به مو چیده بودن و حالا که ساعتش رسیده بود،از ذوق در پوست خودشون نمیگنجیدن. انرژی از وجودشون میبارید، هرکسی این موج رو به اون یکی میداد و...