نتایح جستجو

  1. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 26

    بندگی رو به خاطر servitude گذاشتم گفتم بعد میگید کلمه جا انداختیc54c27_25ndke-hanghead نمی‌توانستم باور کنم پدرم داشت از یک راهبه به درباره رفتارم مشاوره می‌گرفت. این فراتر از تحقیر بود. این یک تیپ مد بود که به‌نظرم بسیار بامزه می‌امد، اما حدس می‌زدم که معلم سابق دبستانم با آن موافق نباشد...
  2. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 26

    حتی مال من؟ من فقط این تیکه رو از هوش مصنوعی کمک گرفتم چون واقعاً معنی stern, borderline crass نمی‌دونستم
  3. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 26

    نمی‌توانستم باور کنم پدرم برای مشورت گرفتن درباره رفتارم پیش یک راهبه رفته. این فراتر از تحقیر بود. این یک سبک پوشش بود که به‌نظرم بسیار بامزه می‌امد، اما تصور می‌کردم که معلم سابق دبستانم با آن موافق نباشد. او آن تصویر ملایم و مهربان از بندگی نبود که راهبه‌ها باید داشته باشند. او سخت‌گیر،...
  4. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 25

    صاحب میخانه که پشت پیشخوان سنگین و زمخت ایستاده بود و جام‌های سادهٔ فلزی‌اش را برق می‌انداخت نگاهی گذرا به آن غریبه‌ای که تازه وارد شده بود انداخت. بقیه‌ی مشتری‌ها حرف زدن را قطع کرده و با شک و زیرچشمی، غریبه را در حالی که از کنارشان عبور می‌کرد، زیر نظر گرفتند. صاحب میخانه داد زد: «چکمه‌هات...
  5. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 25

    درحالی دقیق تره تا وقتی تا آخر مسیر رو میگه ولی درحالی تا زمانی و میگه از زاویه دید خارج بشه صاحب مسافرخونه که پشت میز سنگین و زمخت ایستاده بود و لیوان‌های سادهٔ فلزیش رو برق مینداخت یه نگاه گذرا به اون غریبه‌ای که تازه وارد شده بود انداخت. بقیه‌ی مشتریا هم حرف زدن رو قطع کردن و با شک و...
  6. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 25

    صاحب مسافرخونه که پشت میز سنگین و زمخت ایستاده بود و لیوان‌های سادهٔ فلزیش رو برق مینداخت یه نگاه گذرا به اون غریبه‌ای که تازه وارد شده بود انداخت. بقیه‌ی مشتریا هم حرف زدن رو قطع کردن و با شک و زیرچشمی، غریبه رو تا وقتی که از کنارشون رد شد، زیر نظر گرفتن. صاحب مسافرخونه داد زد: «چکمه‌هات رو...
  7. Mah.sa

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    https://cdn.imgurl.ir/uploads/c247523_d28c24_26Tomb-Of-Gods.pdf
  8. Mah.sa

    همگانی دورهمی ترجمه | شماره 24

    چک‌لیست کامل بود. آرپی‌جی‌ها، کلاشینکوف ها، چاقوها و ملزومات اضافه، همه چیز سرجاشون بودن. دستور عملیات هم صادر شده بود. این افراطی‌های جهادی، همه‌چیز رو مو به مو چیده بودن و حالا که ساعتش رسیده بود،از ذوق در پوست خودشون نمی‌گنجیدن. انرژی از وجودشون می‌بارید، هرکسی این موج رو به اون یکی می‌داد و...
  9. Mah.sa

    دفترکار گرافیست| mah.sa

    ●●● بنر هر روز یک سوال●●● ●●● متقاضی: @گربه نقره ای=)) ●●● ●●● طراح: مهسا ایزدی ●●●
  10. Mah.sa

    دفترکار دفترکار مشاور | Mah.sa

    مشاوره رمان شروع مشاوره: ۲مرداد۱۴۰۵ پایان مشاوره: ۲۶مرداد۱۴۰۵ درخواست کننده: @گربه نقره ای=)) لینک تاپیک مشاوره: https://forum.cafewriters.xyz/threads/45921/
  11. Mah.sa

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | mah.sa

    خواهش میکنم عزیزم خوشحالم که تونستم کمکت کنم پایان مشاوره ۲۶مرداد۱۴۰۵
  12. Mah.sa

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | mah.sa

    مشکلت حل شد عزیزم؟ نمی‌خوای نمونه شخصیت پردازیت رو بفرستی تا با هم چک کنیم؟
  13. Mah.sa

    فراخوان فراخوان جذب مشاور • تابستان 1405

    سلام و درود لطفا گپ خصوصی‌ای با بنده و @Alirix ایجاد کنید
  14. Mah.sa

    نظارت همراه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان| ناظر: serena

    دو پارت جدید بارگذاری شد @serena
  15. Mah.sa

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    نوشته در موضوع 'ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی' https://forum.cafewriters.xyz/threads/45425/post-489902 دو پارت گذاشته شد
  16. Mah.sa

    در حال ترجمه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی

    با ناامیدی آهی کشید. مدیریت کردن این حفاری که پر از مشکل شده بود، دیوانه‌کننده بود؛ کارگرها ناپدید می‌شدند، باستان‌شناسان بیمار می‌شدند و کار مدام به تأخیر می‌افتاد. نگهبان‌ها از شنیدن صداهای عجیبی که از راهروهای تاریک داخل آرامگاه می‌آمد، شروع به شکایت کرده بودند. کارگران تهدید می‌کردند کار را...
  17. Mah.sa

    در حال ترجمه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی

    فصل هشتم زمانی که آنها از میان اردوگاه می‌گذشتند تصویری از حادثه‌ای از گذشته در ذهن ترامل زنده شد؛ کارگری که زیر چند تن سنگ له شده بود و گاسویک به او اطمینان داده بود که قربانی ریزش غار شده است. با این حال ترامل زمزمه‌هایی شنیده بود. کارگران دیگر می‌گفتند آن مرد درون آرامگاه یک تلهٔ باستانی را...
  18. Mah.sa

    اطلاعیه اطلاعیه اعلام و درخواست مشاور -1405

    سلام و درود مشاور شما: @دکتر آرش نوروزی ایران زاد لینک مشاوره شما: https://forum.cafewriters.xyz/threads/46257/
  19. Mah.sa

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان کوتاه|دکتر آرش نوروزی ایران زاد

    نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند اما مشاورین، پیمانکاران رمان، داستان و آثار مهم می باشند! - نویسنده عزیز لطفا با مشاور خود نهایت همکاری را داشته باشید. - در صورتی که با مشاور همکاری نکنید و مشاور گزارش دهد، رمان شما تا زمان ارتقا، قفل خواهد شد. درخواست کننده: @spideh27 مشاور: @دکتر آرش...
عقب
بالا پایین