لب بالایش را جمع میکند، معلوم است از همین حالا از این ایدهبدش آمده. نگاهش را به سمت آدرین میاندازد که تنها زن دیگر در جمع ده نفرهٔ دوستان مشترکمان است. انگار که امیدوار است او بهانهای قانع کننده برای فرار از این موقعیت دستش بدهد. آدرین با شوخ طبعی شانهای بالا میاندازد، طوری که انگار میخواهد...