حین رانندگی زنگ زدم به افشین، یک پلیس فاسد که به یمن حمایت من خوب درون سیستم نفوذ کرده بود و بالا رفته بود. همانطور که انتظارش را داشتم طوری پاسخ داد که گویی من همسایه او هستم چون تلفنش شنود میشد:
- سلام خانم سعادتی.
سعادتی، فامیلیای که به پیشنهاد او برای من در نظر گرفته شد.
- سلام آقای صالح...