نتایح جستجو

  1. spide26

    تولد تولد منجی انجمن ✨💚 | Monji

    منجی جون تولدت مبارک خوشگل خانم
  2. spide26

    تولد 🔸تاریخ تولد کاربران🔸

    ۲۹خرداد ✓
  3. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | malihe

    ممنون از راهنماییتون
  4. spide26

    همگانی ⁉️📢پرسش و پاسخ | تایپ رمان📢⁉️

    یعنی درخواست ناظر بدم؟
  5. spide26

    همگانی ⁉️📢پرسش و پاسخ | تایپ رمان📢⁉️

    سلام رمان کوتاه نوشتم نیاز به تایید داره؟
  6. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | malihe

    - به چی فکر می‌کنی خواهر؟ نگران چیزی نباش همه‌چی درست میشه. اسکارلت: میدونی چیه دیشب مهمونی لباس قشنگی پوشیدی تو جمع می‌درخشیدی راستی ویکتور رو دیدی؟ سوفیا: آره پس چی فکر کردی با ویکتور دوستم فعلا جدی نشده رابطمون. اسکارلت: مشخصه استرس داری آخه ناخناتو می‌خوری. سوفیا: آره آخه دوست پسرم زیادی...
  7. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | melorin

    پیرنگ رمان: یک پلیس خانم وارد عمارت قاچاقچی میشود در پی حقیقت کارش است؟ چطور وارد این کار شده قاچاقچی با خانم غریبه ظالمانه برخورد میکند مجبورش میکند در اتاق زندانی‌اش کند در آخر میفهمد پلیس است که گوشی‌اش را ازش میگیرد تابا پلیس در ارتباط نباشد اجبارش میکند اسلحه و مواد غیر قانونی بین مردم پخش...
  8. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | melorin

    خلاصه رمان: یک پلیس در پی حقیقت مرموز یک قاچاقچی است تنها مبارزه میکند اما آیا موفق میشود راز قاچاقچی را پیدا کند؟ پلیس چطور با قاچاقچی برخورد میکند؟
  9. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | melorin

    میتونم خلاصه و پیرنگو بفرستم؟
  10. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | malihe

    والا دیالوگ غیر از احوال پرسی بلد نیستم
  11. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | malihe

    سلام خوبین خاله؟، خوبی سوفیا؟ بد موقع که مزاحم نشدم؟ سلام اسکارلت خوبم تو خوبی؟ از این ورا؟ مرسی عالیم اومدم بهتون سر بزنم چه خبرا؟ سلامتیت مادرم رفته آرایشگاه بیا بشین از خودت بگو اسکارلت: والا اومدم تورو به خونمون دعوت کنم میای؟ سوفیا: نمیتونم شرمنده امتحان دارم انشالله دفعه دیگه میام...
  12. spide26

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | malihe

    وقتی سوفیا در رو باز می‌کنه با دیدنم تعجب میکنه بهش میگم: - سلام، مزاحم که نشدم؟ سوفیا با گیجی میگه: - سلام نه واسه چی اومدی؟ با صدای بلند یالله میگم در جواب سوفیا میگم: - شرمنده، اومدم لباسم رو جا گذاشتم. آهانی میگه و وارد میشم مادر سوفیا رو می‌بینم بهش سلام میکنم که در جوابم میگه: - علیک...
عقب
بالا پایین