نتایح جستجو

  1. حدیثه خانم

    درخواست نشر در طاقچه داستان کوتاه جنایت در کتابخانه

    درصورت نیاز بازنویسی و ویرایش میشه
  2. حدیثه خانم

    درخواست نشر در طاقچه داستان کوتاه جنایت در کتابخانه

    عنوان اثر: جنایت در کتابخانه نوع اثر: داستان کوتاه نام نویسنده: (نام واقعی) حدیثه ادهم ژانر: جنایی لینک اثر بر روی سایت اصلی یا لینک تاپیک: https://forum.cafewriters.xyz/threads/40805/
  3. حدیثه خانم

    تولد تولد یاس تابستونیم ✨💕 | malihe

    تولدت مبارک باشههههه shadi:_
  4. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    داخل کوچه‌ای پیچید و ترمز کرد. آینه سمت شاگرد، یک سانتی متری دیوار بود. یعنی مریم هیچ‌جوره راه فرار نداشت. شیشه‌ها دودی، درها قفل، حتی شیشه جلوی ماشین هم دودی بود. میلاد رو به مریم گفت: - خب تعریف کن، چخبر. کالبد شکافی چی گفت و به کی مظنونن؟ مریم دستش را به سرش فشرد: - اومدی از من اطلاعات بگیری...
  5. حدیثه خانم

    نقد کاربر نقد کاربر | دلنوشته‌ی جغرافیای بی‌تن اثر پناه

    سلام مامان خانم. دلنوشتتون خیلی قشنگ بود لذت بردم. با خوندنش تو هر خط می‌گفتم اره واقعا همینه ...
  6. حدیثه خانم

    اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست جلد ]

    سلام درخواست جلد برای داستان کوتاه جنایت در کتابخانه رو دارم
  7. حدیثه خانم

    تولد تولد پریای انجمن 💕 | serena

    تولدت مبارکک
  8. حدیثه خانم

    نقد کاربر نقد کاربر شعر طوبی| ملینا نامور

    سلام خوبی؟ امیدوارم حالت خوب باشه. شعرت رو خوندم و لذت بردم ولی دوست داشتم همه بخش‌ها با (طوبی من) شروع بشه.🎀
  9. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    مریم بغضش را خورد: - تو چجوری علی رو کشتی! ها؟ بگو. چجوری؟ میلاد خندید: -‌ به راحتی. بغض مریم ترکید و به هق‌هق افتاد، کیفش را برداشت و به سر صورت میلاد می‌زد. فریاد می‌زد: - عوضی آشغال، خودم می‌کشمت. میلاد داخل کوچه‌ای پیچید و ترمز کرد. کیف مریم را از دستش کشید و پرت کرد سمت صندلی عقب. دستش رت...
  10. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    میلاد از جایش بلند شد. دست مریم را کشید و گفت: - بشین کارت دارم. مریم عصبانی صدا بلند کرد: - من با تو هیچ کاری ندارم! خانم پیشبند قرمز به سمتشان دوید. - آروم‌تر. چه خبرتونه؟ میلاد آرام جواب داد: - ببخشید. الان درستش می‌کنم. میلاد صورتش را جلو برد. کنار گوش مریم با صدای آرام لب زد: - اگه...
  11. حدیثه خانم

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    سلام درخواست تگ فرعی رو دارم قبلا درخواست بازبینی داده بودم. این داستان با هوش مصنوعی نوشته نشده🙂 https://forum.cafewriters.xyz/forums/Short_novels/?prefix_id=451
  12. حدیثه خانم

    ضعیف رمان کوتاه خیابان چهاردهم | حدیثه ادهم

    مریم جلوی کمد شلوغ فاطمه ایستاد. مانتو آبی رنگش را که از همه بلندتر بود برداشت و تن زد. آخرین باری که لباس رنگی پوشیده بود را به یاد نمی‌آورد. همیشه کمد لباسش پر بود از لباس‌های مشکی و طیف توسی. کشو شال‌های فاطمه را باز کرد. شالی بژ رنگ با رگه‌های توسی انتخابش بود. در آینه نگاهی به صورت بی‌جانش...
  13. حدیثه خانم

    همگانی می‌توانی از سه کلمه داستان بسازی؟

    اگر به گذشته‌اش دقیق‌تر نگاه کنیم، دلیل این کارهایش مرگ ناگهانی مادرش است. درسته زمانی که نیاز مهر مادری داشت از این مهر محروم شد. آن هم بخاطر پدری هوس‌باز... شاید بخاطر همین بود که نقابی به صورت کشید تا زندگی پدرش را که باعث مرگ مادرش شده بود بهم بریزد. همه چیز آماده بود، عقربه‌های ساعت روی...
  14. حدیثه خانم

    دنباله‌دار ◕ انتخـابِ اجـباری ◕

    داستان کوتاه فیلم یا سریال
عقب
بالا پایین