امشب خانواده همسر خونمون بودن
و خب مهمونی حوصله سربری بود :)) بعد از اینکه رفتن خونه رو گردگیری و جارو کردم. پادریا و روفرشیمو گذاشتم کنار فردا بشورم. و طبق معمولِ هر هفته اومدیم خونه مادرشوهرم بخوابیم. چون تنهاست و پسرش شب جمعه ها میره بیرون.
راستش خیلی دوسش دارم خیلیم براش احترام قائلم ولی...
ژینا جانم، مهربون، خانوم
آیندش و هدفش مهمتر از همه چیزه براش
قلب مهربونی دارهt-icon12
با همه آدما ارتباط برقرار میکنه و روابط اجتماعیش قویه
دوسش دارم -8-{}\"
@Zizi -2-31-
کی همه آشپزخونشو ریخته بهم از صبح تمیز کرده الان تموم شدههه؟ آفررررین منننن
حالا بگین ببینم کی از درد پا و کمر نمیتونه بلند شه از جاااش؟ آفرررین منننن
به هرحال قول داده بودم تا ۴۰ روز کاری نکنم و نکردم
امروز شد ۴۰ روز و من کارامو شروع کردمBrowo
پتوها و روبالشتیا رو هم هفته پیش شستم تمیزن
باح باح
این روزا خیلی سردرگمم. هم دوست دارم خودمو قوی نشون بدم تا بقیه انقد نگرانم نباشن. هم عذاب وجدان میگیرم وقتی یه لحظه از غم دخترم غافل میشم. خدا یه صبری بهم بده بتونم باهاش کنار بیام. تا نرم سر خاکش آروم نمیگیرم. وقتی هم میرم اونجا گریه میکنم دلم به حال عزیزانم میسوزه.
دلم میخواد بخوابم وقتی بیدار...
ماه پیش واسه اینکه حواسم پرت بشه رفتم سرکار، دور کاری هم ادمینی هم دفتر دار. صاحبکارمم آشناعه خودش پیشنهاد داد بیام کار کنم، امروز زنگ زد شماره کارت بفرست حقوقتو واریز کنم، فرستادم ایموجی خنده فرستاده :)) بیتربیتتتت خجالت کشیدممممم، حالا زنگ زدن با همسرم بهم میخندن :)) بیادباااا
این همه زحمت بکش فسنجون درست کن
آقا برنجشو با ترشی خورد گفت فسنجون دوست ندارم
الآنم اخماش تو همه میگه گشنه از سرکار اومدم خب برا من تخم مرغ می شکستی
واا
من روز اول رو یادم نمیاد
از کل مدرسه رفتن فقط لوازم تحریر خریدنو دوست داشتم
مامان بابام کم نمیذاشتن هرسال یه ماه قبل شروع مدارس من و آبجیمو میبردن همه چی می خریدیم
هرسال قمقمه و این صابون شکلکیا لیوانای تاشو بود چی بود :) از اونا میخریدیم هیچوقتم استفاده نمیکردیم