نتایح جستجو

  1. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    نمی‌دانم چون به تو فکر می‌کنم باران می‌بارد، یا به تو فکر می‌کنم تا باران ببارد، اما تو جوری در قلبم نشسته‌ای که انگار از اول خانه‌ی تو بوده و به من اجاره دادیش تا زنده بمانم.
  2. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    و تو وحشی ترین آرام جهان هستی. در نهایت سکوت با آن نگاه وحشیت بره‌ی جانم را دریدی و با آن لبخند مظلوم اما طغیانگرت طوفانی در زندگیم کردی که هیهات و هیهات!
  3. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    ای‌یوسف زلیخا! قلب من مصر است و تو عزیز آن، ای‌کاش بودی تا تمام جهان را نذر چشمانت می‌کردم، کاش در کنارم بودی و تمام زیبایی‌های جهان را قربانی لبخند حلوا و قندت می‌کردم.
  4. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    این روزها در آسمان زندگیم کسوف شده، تا به حال کسوف دیده‌ای؟ می‌دانی کسوف چیست؟ ماه جلوی قلب می‌آید و قلب دیگر نوری از خودش نمی‌تاباند. روز روشن تبدیل به شب تاریک می‌شود.
  5. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    ای‌کاش اگر روزی به زندگیم، حتی به جانم نیاز داشتی بیایی و همه‌ی آن‌ها را بگیری. ای‌کاش می‌توانستم همه‌ی غم‌های دلت را بگیرم و بگذارم در قلب خودم و همه‌ی شادی قلبم را بگذارم در قلبت که غم من هزار برابر شود تا تو خوشحال‌تر باشی.
  6. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    ای وحشی آرام من! ای‌کاش می‌دانستی بلاتکلیفی چیست، مرز میان مردن و تراشیدن دلخوشی‌های موقتی که بوی نجات می‌دهند و من را امیدوار می‌کنند به ادامه دادن، حتی به دروغ، دروغی که حتی برای چند ثانیه زیباست. مثلاً من هر روز دل‌خوشم به آمدنت و حرف زدن با تو یا شاید که باورش سخت باشد که هر لحظه که گوشی خود...
  7. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    سپاسگزارم راجب این موضوع مطالعه کردمدبه همین دلیل دوست دارم راجبش بنویسم جز دنیای سوفی چیز دیگه ای هم هست چون خوندمش
  8. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    خیلیم عالی نظرتون راجب مورد سوم چیه من هر سه مورد رو پسندیدم و مورد سوم برام جالبتر اومد
  9. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    سپاسگزارم حتما سقوط رو مطالعه میکنم
  10. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    تو نمی‌دانی یک نفر اینجا غرق است در دریای رویایت. و نمی‌دانی که چیست شب و باران و پاییز، به قول شاعر ما طاقت تیمار دو بیمار نداریم .
  11. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    امروز دلم عجیب هوای بودنت را دارد، در کدام نقطه‌ی سرزمینم ایستاده‌ای که باد بوی خواستنت را در سراسر وجودم پخش کرده و سرزمین دلم... . بیچاره سرزمین دلم در این هوای سرد آتش گرفته است.
  12. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    من سرزمینی آباد و سبز بودم تا تو را دیدم نگاهت مانند تانک، لبخندت مانند بمب، صدایت مانند هواپیمای جنگی، طرز رفتارت مانند پیاده نظام زرهی به سرزمین دلم حمله کرد.
  13. آیسان

    اطلاعیه | درخواست نقد دلنوشته |

    سلام و خداقوت درخواست نقد دلنوشته دارم Thread 'دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان' https://forum.cafewriters.xyz/threads/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86.35255/
  14. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    تو اسرائیل بودی و قلب من فلسطین بی‌پناه. درختان زیتون قلبم خشکیدند و آبادانی‌های قلبم ویران شدند. ای غاصب ویرانگر، می‌شود سرزمین دلم را رها کنی؟
  15. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    نور من! حتی در تاریکی شب هم وقتی به تو فکر می‌کنم، زندگیم پر از نور می‌شود نورهای رنگی و درخشان مانند رنگین‌کمان بعد از باران.
  16. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    نور من! اگر دوست داشتنت درد است، از همین‌جا سلام می‌کنم بر همه‌ی دردهای جهان.
  17. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    حال امروزم را جناب سعدی جان وصف کرده‌اند. "گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکت شود، بدیدم و مشتاق‌تر شدم."
  18. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    دردانه‌ترین آدم دلم! شما اگر گل بودی، می‌شدی گل نرگس. اگر رنگ بودید، می‌شدید یاسی‌ترین رنگ جهان و اگر غذا بودید، می‌شدید قرمه سبزی مهمانی مادربزرگ و اگر حس بودید، می‌شدید خجالت پر از هیجان اولین قرار ملاقات. اگر عطر بودید، می‌شدید بوی عطر خاک خیس خورده.
  19. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    می‌خواستم به زبان علی‌رضا قربانی بگویم: تویی تمامِ ماجرا، اما عقل کوبید بر دهانم. مگر چقدر محالی تو؟!
  20. آیسان

    اتمام یافته دلنوشته وحشی آرام | به قلم آیسان

    امروز یک روز معمولی بود اما نه به معمولی هر جمعه، امروز عاشق‌تر، خوشحال‌تر و هیجان‌زده‌تر از هر روز بودم. در خانه می‌دویدم، شوخی می‌کردم، بلندبلند می‌خندیدم، مهربان‌تر شده بودم و... . و همه فکر می‌کردند حتماً مریخی‌ها حمله کرده‌اند و ما را به کره‌ای دیگر برده‌اند و یا احتمالاً آسمان و زمین...
عقب
بالا پایین