نتایح جستجو

  1. آیسان

    پایان همکاری ثبت فعالیت منتقد ادبی | آیسان

    به نام او که منتقد اعمال ماست 🎈 دلنوشته: تلاطم متروک 💖 نویسنده: @ستاره سربیی https://forum.cafewriters.xyz/posts/291002/
  2. آیسان

    اطلاعیه درخواست تگ برای داستانک | تالار ادبیات

    سلام و خداقوت https://forum.cafewriters.xyz/threads/%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85%D9%90-%D8%A2%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86.35099/ (تگ اعمال شد)
  3. آیسان

    اطلاعیه درخواست تگ برای دلنوشته | تالار ادبیات

    سلام https://forum.cafewriters.xyz/threads/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86.35255/ (تگ اعمال شد)
  4. آیسان

    چالش دیالوگ برتر هفته ۱

    جنگ چیه؟ چه کسی درستش کرده؟ جنگ دعوای بین بزرگترهاست . پس چرا بچه ها می میرند؟
  5. آیسان

    چالش مونولوگ برتر هفته ۱

    به طرف بیمارستان المعمدانی رفتم. در راه چشمم که بر خرابه های خانه ها می افتاد با خود فکر می کردم یعنی چه کسانی در این خانه ها زندگی می کردند و با چه آرزوها و امیدهایی این خانه ها را بنا کرده بودند؟ چه کسانی در این خانه ها متولد شده اند؟ چه کسانی در این خانه ها عروس و داماد شده اند؟ و کلی سوال...
  6. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    نام اثار: آلیسا زبان اصلی : انگلیسی مترجم: آیسان ژانر: تراژدی ویراستار: @pen lady خلاصه: مجموعه ای از داستانهای کوتاه انگلیسی '][/URL]
  7. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    داستانک: آلیسا آلیسا درحال کتاب خواندن است. پدرش او را صدا می‌زند: - آلیسا؟ آلیسا؟ آلیسا به طرف در می‌دود، ماشینی جلوی در خانه است. پدرش با مرد چاقی در حال صحبت کردن است. پدر آلیسا رو به او می‌شود و می‌گوید: - این آلیسا است، او کل روز درحال کتاب خواندن است. آن دو مرد می‌خندند. - آلیسا! دوستم...
  8. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    یک روز مرد لاغر به آلیسا می‌گوید: - وسایلت را جمع کن، باید بروی. همسرم از تو خوشش نمی‌آید. مرد لاغر او را به یک مغازه لباس فروشی در شهر می‌برد، صاحب مغازه یک زن چاق و گنده است. او به مرد لاغر پول می دهد و مرد بدون خداحافظی با آلیسا می‌رود. آلیسا و پنج دختر دیگر در آن‌جا کار می‌کنند. آن‌ها در یک...
  9. آیسان

    پایان‌نقدوبررسی نقد و بررسی دلنوشته سخت‌تر از خارا | منتقد: آیسان

    به نام او که منتقد اعمال ماست💫 سلام و احترام خدمت نویسنده محترم📝 عنوان دلنوشته: عنوان دلنوشته باید همخوانی درست و منطقی با ژانر و محتوای دلنوشته داشته باشد و همین سازگاری با محتوا و ژانر، یک پوئن اصلی و مثبت است که با تبحر نویسنده محترم عنوان با محتوا و ژانر همسو بود و ارتباط منطقی و مستقیمی...
  10. آیسان

    پایان همکاری ثبت فعالیت منتقد ادبی | آیسان

    به نام او که منتقد اعمال ماست 💫 دلنوشته : سخت تر از خارا🎉 نویسنده: @ VIXEN https://forum.cafewriters.xyz/posts/293580/
  11. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    سلام و احترام عذرخواهی میکنم بابت تاخیر و سپاسگزارم بابت وقتی که میزارید ممکنه کمک بفرمایید که داستان رو چطور شروع کنم؟
  12. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    شرمنده دیر شد و سپاسگزارم بابت این حسن توجهتون و الطافتون
  13. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    من شروع داستان همیشه برام مشکله😅
  14. آیسان

    مسابقه مسابقه‌ی داستان کوتاه | ولنتاین

    سلام اعلام امادگی
  15. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    آلیسا عصبانی است و با فریاد می‌گوید: - شما به من پول زیادی نمی‌دهید، من این‌جا اسیر هستم. صاحب مغازه می‌گوید: - تو دختر قدرنشناسی هستی، تو جای خواب و غذا و پول داری. بیشتر می‌خواهی ؟ آلیسا درحال گریه می‌گوید: - آره. صدای آرامی می‌گوید: - صبر کن. خانم قد بلند جلوی در ایستاده است. - آلیسا...
  16. آیسان

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره ایده پردازی | زهرا رمضانی

    من چندتا چیدم ولی خوب در نمیاد یعنی کلیشه ای میشه
  17. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    داستانک قاب عکس آخرای تعطیلات لیزا و آلیس است. آن‌ها هتل آراکل را ترک می‌کنند، آن‌ها دارند از یونان می‌روند. آن‌ها به سمت فرودگاه می‌روند، آن‌ها می‌خواهند به خانه برگردند. لیزا و آلیس در اتوبوس فرودگاه هستند، اتوبوس جلوی هتل دیگری می‌ایستد. چند نفر بیرون هتل هستند ، آن‌‌ها هم قصد دارند به...
  18. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    ورا دارد پیتر را به دستشویی می‌برد. آلیس: - ورا، نگران نباش. ما این‌جا با چمدان‌ها می‌مانیم. ورا: - وای! مرسی آلیس! لیزا لطفاً تو با هلن به طرف گمرک برو، و منتظر من و آلیس در کافه بمان. ورا در گمرک است، یک افسر پلیس در حال جستجوی چمدان‌هایش است. آلیس درحال گوش دادن به حرف های دو افسر گمرک است...
  19. آیسان

    اتمام یافته ترجمه داستانک آلیسا| آیسان

    داستانک بالچه‌های آبی هوا گرم است! خورشید درخشان است‌، آسمان آبی است. خورشید گرم در آسمان است. جین در استرالیا زندگی می‌کند. آخر هفته است و جین و دوستش امروز در کالج نیستند. جین در ساحل روی شن‌های داغ ایستاده است، او دارد برای دوستش ریک دست تکان می‌دهد. دوستان ریک و جین در دریا هستند، آن‌ها...
عقب
بالا پایین