اسارت واژهی غمانگیزی است. حتی با وجود اینکه زبان آدمیان را نمیدانند، گیاهان را پژمرده و حیوانات را افسرده میکند.
زمانی که شما جادوگر سپید میشوید باید به سوگندنامههای بسیاری عمل کنید که یکی از آنها سوگندِ به قتل نرساندن است. شما نباید باعث مرگ هیچ موجودی باشید؛ حتی اگر دشمن، قاتل یا پست...
روز اولی که وارد این جا شدم یه دختربچهی تنها بودم که کوله پشتیش از خودش بزرگتر بود و از خوب نوشتن ناامید شده بود. الآن هم که دارم این متن رو مینویسم خیلی خوب نشدم؛ ولی در هر حال تو منو به چیزی که الآن هستم تبدیل کردی. دختری که درست یا غلط، با اعتماد به نفس انشاهاش رو میخونه.
تولد قلم خیلی...
خب پس بریم تو کارش shadi:_Popcorn
۱- شخصیت مورد علاقهت کیه و چرا؟
۲- شخصیت منفورت کیه و چرا؟
۳- فکر میکنی در آینده چه اتفاقی بیفته؟ به تفکیک هر شخصیتی که دوست داری و هر چی که فکر میکنی بگو.
۴- فکر میکنی چه اتفاقی عمراً نمیافته و چرا؟
۵- به نظر توبه عنوان مخاطب، رمان چی کم یا اضافه داره؟...
ج) همه رو دور هم جمع میکنم و ضمن توضیح دادن تقسیم وظایف میکنم چون گروه بدون همکاری معنی نداره.
الف) قطعاً باهاش خصوصی حرف میزنم و سعی میکنم از مشکل سر در بیارم نه اینکه تحقیر یا سرزنش کنم.
ج) با یادآوری چشمانداز مشترک و انگیزه دادن قطعا حال اعضای گروه بهتر میشه و موفق تر خواهیم بود...
خب بالأخره این هم تموم شد. سخت بود؛ کلی هم حالت تهوع بهم دست داد ولی راهیه که باید برم و ایثاریه که باید بکنم. البته فکر نکنید کم میارما! هر چی باشه من یه زمانی مشاور اعظم و ابر منتقد بودم 15cb28_25512. هیچی نمیتونه منو از پا دربیاره عزیزانم پس با فراغ بال (اگه درست نوشته باشم) از خوندن مقاله...
۷۲- نفس میخواد برای تولد ارشاویر سورپرایزش کنه میره دم خونه یا مطب یا شرکت و... ارشاویر و عملاً در حال خیانت میبینتش. بعد ارشاویر رو ول میکنه غافل از اینکه بارداره. چند سال بعد هم همدیگه رو پیدا میکنن و خیانت ارشاویر به یه شکلی ماسمالی میشه و نفس بیگناهیش رو باور میکنه که حتی یه عروس دریایی...
۶۹- نفس و ارشاویر شب به یه دلیلی با هم تو به خونهان، بعد نفس نصفه شب تشنهش میشه و میره آب کوفت کنه و ارشاویر اتفاقی میبینتش. و حدس بزنید نفس چی تنشه؟ بله درسته لباس خواب توری قرمز!!! یعنی اینجاست که وقتی نفس میگه من دختر پاکیم باید با پشت دست زد تو دهنش.
بعد حالا نکتهای که این صحنه رو...
۶۷- نفس و ارشاویر سر یه موضوع چرت احمقانه (معمولاً یه خیانت الکی که نسترن صحنه سازی کرده تا این مرد جذاب و بینظیر رو از نفس جدا کنه و بکشه سمت خودش) مثل سگ حسن دله میافتن به جون هم و بعد از یه دعوای مفصل نفس خونه رو ترک میکنه. بعد از رفتن نفس ارشاویر از نظر سبک زندگی (از اورانگوتان) به خوک...