نتایح جستجو

  1. ی

    تاثیرگذار ترین شعری که شنیدید؟

    کردار بیار و گرد گفتار مگرد … چون کرده شود ، کار بگوید که که کرد ؟
  2. ی

    نقد کاربر نقد رمان آتش خزان | Mahkameh

    سلام به نویسنده عزیز از نظر فضاسازی خیلی خوب بود و دوست داشتم منتها بعضی قسمت‌ها که شخصیتهای جدید یک دفعه وارد متن می‌شدند یکم خواننده رو گیج می‌کرد که فلانی کیه که الان داره صحبت می‌کنه! همین! متشکر و قلم‌تون مانا ?
  3. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    تمرین اول از لحظه‌ای که وارد بیمارستان شدم و روپوش سفید را بر تن کردم تمام حواسم را به خود جلب کرد، روی صندلی فلزی متصل به هم نشسته بود؛ تسبیح سبز رنگی از دست راستش آویزان و تنها گردی صورت سبزه‌فامش و دست‌هایش تا مچ معلوم بود. قرآن کوچکی را میان کف دست‌هایش گرفته و از فاصله بیست متری فقط لب‌های...
  4. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    چشم دوباره می‌نویسم عزیزم من تعادل اولیه و ثانویه رو متوجه نشدم میشه بیشتر توضیح بدی یا یه مثال بزنی؟
  5. ی

    نقد کاربر نقد رمان غبار کیهانی | ماه سان

    سلام اسم رمان با متن هم خونی داشت و جالب بود. متن یکدست نیست ادبی یا محاوره کدوم؟ توصیف فضا و چهره بد نبود اما می‌شد بهتر باشه! ایده رمان رو دوست داشتم و موقع خواندن بهم خوش گذشت موفق باشید نویسنده عزیز!
  6. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    همیشه همان جا نشسته، انگار آن صندلی چوبی مال پدرش است. موهای مش شده‌اش را نیمه‌ی چپ صورتش ریخته، طوری که چشم بادامی و نیمی از بینی عملی‌اش را پوشش داده! رنگ واقعی صورت گردش را با آن چند کیلو کرم پودری که زده هرگز نخواهی فهمید. چشم‌های خاکستری خمارش را به صفحه گوشی دوخته و لب‌های کلفت مزین شده...
  7. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    تمرین دوم آثاری از تمدن در این چهاردیواری زیر راه پله دیده نمی‌شود، عملاً می‌توان از آن به عنوان یک زندان مخوف استفاده کرد چرا که جز یک در آهنی دو متری هیچ منفذی برای عبور هوا در آن وجود ندارد، اگر در آن را ببندی چند روز طول می‌کشد تا فضای آن دوباره قابل استفاده شود. شکاف‌هایی که با تعمیر نشدن...
  8. ی

    کارگاه آموزش داستان نویسی پیشرفته؛ دوره دوم| بحث و گفتگو

    سلام اسم: یسنا سن: بیست وقت آزاد: متغیر نظرتون در رابطه با تمرین: خوبه چندتا تمرین باشه: در رابطه با هر مبحث یک تمرین دفترکار دارین یا ندارین: دارم
  9. ی

    نقد کاربر نقد رمان کوتاه گسستن یک اتکا‌ |‌ HILDA

    سلام خسته نباشید با نظر دوست مون موافق هستم یکم متن سنگین بود البته من لذت بردم توجه به جزییات خوب بود خلاصه جالب و دوست داشتم امیدوارم بدرخشید!
  10. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    تمرین جعبه کار هر روزم همین است در این پیاده‌رو که موازی با جاده و پارک متروکه است قدم می‌زنم، این سکوت را گاهاً ماشینی که راهش را به این سو گم کرده می‌شکند. پاییز برگ‌هایش را روی سنگ‌فرش‌ها بر جای گذاشته، هرازگاهی از روی شیطنت روی برگ‌ها می‌پرم چشمم دو دو می‌زند تا استخوان برگ بزرگی را زیر...
  11. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    تمرین در حالت نشسته هم قدش بلند به نظر می‌رسید، اینکه به چه مناسبت کاملاً سیاه پوش شده و سر از روی زانو‌هایش بر نمی‌دارد را تنها جعبه مکعبی شکل کنارش می‌دانست. هر کس از پیاده روی باریک‌ می‌گذشت بعد از نگاهی به او حواسش به سمت ربان قرمز و طلایی‌ جعبه که در پس زمینه سفید خودنمایی می‌کرد متمرکز...
  12. ی

    نقد کاربر نقد رمان لغزش | ناسـور

    سلام خسته نباشید! همون طور که دوستان گفتند منم با دیدن اسم رمان اول فکر کردم یه رمان عاشقانه باشه ولی نبود! اوایل رمان مونولوگ محور بود. توصیف جای کار داشت. همزیستی با گرگ نمیشه گفت چیز جدیدیه! ابهام‌هایی که تو متن جا خوش کرده، خوب بود. در کل رمانی بود که ترغیب به ادامه دادن بشم قلم‌تون مانا?
  13. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    تمرین اوف باز صبح دوشنبه شد و باید برم کلاس، کی این یه ماه تموم میشه؟! بیا درستش کن باید یه ساعت وایستم تا تاکسی پر شه نمی‌دونم مردم چه ساعتی از خونه می‌زنن بیرون که ساعت هشت صبح مسافر نیست. امروز باید بانک، داروخونه، کافی نت هم برم. اَد امروز که این همه کار دارم مامان هم باید بره خونه دختر...
  14. ی

    دفتر تمرین نویسندگی | یسنا کاربر انجمن کافه نویسندگان

    سلام صبح بخیر مثل اینکه ذهن من به این گفته خیلی اعتقاد داره چو فردا شود فکر فردا کنی? ممنون بابت همه چیز
  15. ی

    نقد کاربر نقد رمان لغزش | ناسـور

    سلام به محض دیدن اسم رمان تو گروه فکر کردم رمان عاشقانه است و این اصلاً ربطی به نظر دوستان نداشت چون بنده اول رمان رو می‌خونم و یه چیزهایی می‌نویسم بعد از گذاشتن نظر خودم نوشته‌های دوستان رو می‌خونم! در ضمن اوایل که به قول شما بدنه رمان بود ربط این اسم رو به من القا نکرد چون تنها چند صفحه از...
  16. ی

    نقد کاربر نقد رمان خاطرات فرشته مرگ | سارا عسکریان

    سلام واقعاً نمی‌دونم در مورد این رمان چی باید بگم نوشته‌ی شما... نمی‌دونم، هیچ جمله‌ای پیدا نمی‌کنم تا منظورم رو برسونم فقط می‌تونم بگم به نظرم همه چیز عجیبه من فیلم تخیلی یا فانتزی خیلی دوست دارم و هر وقت زمان داشته باشم نگاه می‌کنم واقعیتش جز چندتا رمان تخیلی چیزی در این باب نخوندم اما چیزهایی...
  17. ی

    نقد کاربر رمان اپیزود آخر | شکارچی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    من عاشق این طور خلاصه‌هام که پشت هر کلمه مفهومی خوابیده شده! عالی بود. جلد و اسم رمان رو هم دوست داشتم. توصیفات خیلی خوب بود. کلمات ادبی در ابتدا یکم برقراری ارتباط رو برام مشکل و روند خوندن رو کند می‌کرد اما رفته رفته بهتر شد چرا که این کلمات هیچ جا قطع نشد در تمام متن رمان دیده می‌شد، بودند...
عقب
بالا پایین