به نام دادارِ داد آفرین t-icon12
درود و خسته نباشید خدمت تمامی کاربران به خصوص اعضای عرصه قلم.
نویسندگان( رمان و ادبیات) و شاعران و مترجمان محترم
شما میتوانید پس از هر سری پارت گذاری آثار درحال تایپ خود، در همین تاپیک اعلام کنید.
به صورت؛
تعداد پارت
نام اثر + لینک
به افراد مذکوری که...
به نام دادار دادآفرین~
این روزها هوش مصنوعی و استفاده از هوش مصنوعی یکی از معضلهای چامعهی هنرمندها و نویسندهها شده،
نظر شما درمورد استفاده از هوش مصنوعی در حوزه نویسندگی چیه؟
مارو در این موضوع همراهی کنید، گفت و گو برای همگان آزاد میباشد.
ایده موضوع از منصوره جان @Mansi ♥
به نامِ دادارِ داد آفرین~
این تایپک مرتبط با رمان پدر نمیخواهم ازدواج کنم از @فاطیما تانیا است و کسی جز ایشان حق ارسال پست در این تاپیک را ندارد.
https://forum.cafewriters.xyz/threads/45503/
برنامه 17 خرداد الی 24 خرداد-
نقد و بررسی رمان توپی که پدر برایم خواهد خرید
نویسنده: @Milad Ghasemi
◀️ لینک اثر
◀️ لینک نقد
نقد و بررسی زمان او یک غریبه است
نویسنده: @TAAHA
◀️ لینک اثر
◀️ لینک نقد
۱.با سلام، لطفا در ابتدا خودتون رو به مخاطب های ما معرفی کنید.
سلام. علی یزدانی هستم متولد چوپانان_اصفهان ، 1370/01/15
۲- لطفا آثار خودتون رو برای شناخت بیشتر معرفی کنید.
کتابام
همه با ژانر روانشناختی هستن:
کتاب نامههای خدا به من
کتاب پژواک قلبی
دلنوشته شکارچی لحضه ها
کتاب چهار مرحلهی...
به نام دادارِ داد آفرین t-icon12
درود و خسته نباشید خدمت تمامی کاربران به خصوص اعضای عرصه قلم.
نویسندگان( رمان و ادبیات) و شاعران و مترجمان محترم
شما میتوانید پس از هر سری پارت گذاری آثار درحال تایپ خود، در همین تاپیک اعلام کنید.
به صورت؛
تعداد پارت
نام اثر + لینک
به افراد مذکوری که...
به نامِ دادارِ دادآفرین~
سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز انجمن،
آیناز اولادی
زین پس در این تاپیک میتوانید خود و آثارتان را معرفی کرده و
سوابق، تجارب و تمامی علایق شما در مورد عرصهی نویسندگی را با کاربران به اشتراک بگذارید.
مدیریت تالار نویسندگان.
برنامه ۳۰ اردیبهشت تا ۹ خرداد-
نقد و بررسی رمان برج میزان
نویسنده: @DOLLSIN
◀️ لینک اثر
◀️ لینک نقد
نقد و بررسی زمان بَرهون
نویسنده: @Mansi
◀️ لینک اثر
◀️ لینک نقد
وضعیت: انجام شد
توی یکی از روزهای گرم آوریل، یک هفته بعد از فاجعه ی مرگ مادر بزرگ سیلوی، سیلوی از خونه فرار کرد. اون مادرش، محلهای که توش زندگی میکرد، روستاشون و هرکسی و هرچیزی که میشناخت رو رها کرد و رفت. علفای خیس بهاری، از بلندی انگار داشتن به مچ پاش چنگ میانداختن تا جلوی رفتنش رو بگیرن. ولی سیلوی به...
به اینکه دلم براش تنگ شده ولی واقعا دوره باطله اگه برگردم؛ اینکه وقتی دلم تنگ میشه چیزایی که بهخاطرشون از دستش عصبانی بودم برام بی معنیه و اینجوریم که حالا چیز بدی هم نبود.
و اینکه هیچکس مثل اون نمیشه و من باید یک درس بزرگ رو قبول کنم و این بخش از زندگیم رو ببندم.