نتایح جستجو

  1. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    هوا، چون پتویی زمخت و سرد، تنم را در آغوش کشیده بود. سکوتِ سنگینِ روستا، چون خفگی، نفس‌هایم را در سینه حبس می‌کرد. قدم‌هایم سست و بی‌رمق، گویی بر لبه‌یِ پرتگاهی گام برمی‌داشتم؛ هر لحظه وسوسه‌یِ بازگشت، چون سمی آهسته در رگ‌هایم می‌دوید، اما نیرویی ناشناخته، چون زنجیری نامرئی، مرا به پیش می‌راند...
  2. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    این الان ۳۵ خطه و دوتا دیالوگ داره
  3. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    هوا، چون پتویی زمخت و سرد، تنم را در آغوش کشیده بود. سکوتِ سنگینِ روستا، چون خفگی، نفس‌هایم را در سینه حبس می‌کرد. قدم‌هایم سست و بی‌رمق، گویی بر لبه‌یِ پرتگاهی گام برمی‌داشتم؛ هر لحظه وسوسه‌یِ بازگشت، چون سمی آهسته در رگ‌هایم می‌دوید، اما نیرویی ناشناخته، چون زنجیری نامرئی، مرا به پیش می‌راند...
  4. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    همش ۴۰ باشه یهو بیاد ۶۰ بشه بد نمیشه؟
  5. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    خب ببین خیلی طولانی میشه وایسا بفرستم برات ببین
  6. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    نمیشه hvlk_82 خیلی سعی کردم اگه بخوام از جایی که گفتی ادامه بدم باز خیلی بیشتر از ۴۰ خط میشه بعد گفتی یهو دیالوگ نیاد اینجوری نمیشه اصلا
  7. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    بازنویسیش کردم، ۴۰ خط اینجوری میشه دیالوگ کلا حذف شد خوبه جایگزین کنم؟
  8. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    هوا، چون پتویی زمخت و سرد، تنِ مرا در بر گرفته بود. قدم‌هایم، سست و بی‌رمق، بر زمینِ خیس می‌لغزید؛ هر آنی وسوسه‌ی بازگشت، چون خاری در دلم فرو می‌رفت، اما نیرویی پنهان، با زوری درونی، مرا به پیش می‌راند. نگاه‌های مردمِ ده، که چون تیرهایِ نامرئی بر درونم فرود می‌آمد، هنوز سنگینی می‌کرد؛ نگاه‌هایی...
  9. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    خب پس من دوباره ویرایشش می‌کنم
  10. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    توصیفات حسی منظورت چیه؟ مثلا وارد خونه میشه از حس بویایی استفاده کنه؟ مثلا وارد خونه شد، بوی خوش غذا در خانه پیچیده بود؟
  11. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    سلام پست جدید اپ شد
  12. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    درسته پس فردا پست گذاشتم بهت اطلاع میدم
  13. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    چون نمیخواستم عشق خیلی زود شکل بگیره کلیشه‌ای میشه
  14. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    بعد سوم و بعد دوم در نظرم بودم یعنی میخواستم طبق اینا بنویسمش ولی بعد سوم آخرش رو نمی‌خوام راجب مادرش باشه میخوام راجب جنگل ممنوعه باشه
  15. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    اره داره خب میشه گفت کنترلگری دلیلشه خب پس ی دلیلی براش مینویسم
  16. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    پست جدید رو‌ ویرایش زدم چک کن بی زحمت
  17. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    خب پس با همین گزینه دوم پارت بعدی رو مینوسم ستم خان بی‌دلیله چون خان های زمان شاه هم ظالم بودن هم عاشق ستم و اینا ولی نفرتش از کژال به خاطر مادرشه همون رازی که کژال دنبالشه بدونه
  18. TWCA

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

    خب میتونم این رو با باپیر و یک مرد تو حیاط خونه پدر بزرگ کژال زمینه سازی کنم میتونه هم این باشه که کژال دوباره یک فکری به سرش میزنه برمیگرده پیش دلربا و اونجا مادر بزرگ دلربا با مادرش راجب خان صحبت میکنن ولی فکر می‌کنم دومی بهتر باشه
عقب
بالا پایین