نتایح جستجو

  1. م

    اتمام یافته اپیزود دژاوو | مبینا دلگشایی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    ببخشید تو این یه هفته باهات حرف نزدم. می‌خواستم تو این مدت یکم تنها باشم. (خنده کوتاه) البته تو هم کم نذاشتیا. هر شب تو خوابم بودی و همون حرف‌ها رو می‌زدی، با سبک‌های مختلف. دیشب گفتی از کلاس چهارم شروع شده؛ پس چرا همون موقع نگفتی؟! (بغض) واقعاً از دستت دل‌خورم، شاید اگه می‌گفتی، اون روز منم...
  2. م

    صندلی داغ سری چهل و ششم صندلی داغ| ZaHrAm_km مدیر آزمایشی تالار تیزر

    خب میرسیم به سوالات بنده... Gh56re اسمت که زهراست دیگه در این حد میدونم:goofy: سن؟ کراشای سلبت؟ فیلمای قفلیت؟ کشور مورد علاقت؟ اهنگای قفلی؟ و سوالات اصلی...Gh56re من کیم؟994.gif تو کی؟994.gif
  3. م

    تاپیک اختصاصی تیم دوم | گروه میریام

    واقعا خوب شده:love: همگی خسته نباشید:):icon12:
  4. م

    معنی اسمتو بگو

    مبینا _ روشنایی 994.gif
  5. م

    از چه میوه ای بدت میاد؟واز چه میوه ای خوشت میاد؟

    از همه میوه های زمستونی بدم میاد مخصوصا پرتقال از همه میوه های تابستونی خوشم میاد مخصوصا انبه و توت فرنگی
  6. م

    "تولـدم مبارک"

    تولدت مبارک:dev14: امیدوارم موفقیت‌های بیشتری داشته باشی974.gif:rose::aiwan_light_dance4:
  7. م

    ^^[=Happy Birthday My fab-

    تولدت مبارک :dev14::headbang:S2120. Gif
  8. م

    [ طراح mobina.d ]

    دلنوشته لابرنوم به قلم @Atryssa.RA
  9. م

    آواتار 「مجـله‌ی ثـبـتـ آواتـآرهـا」

    «فقط یادمه رنگم نارنجی بود»
  10. م

    آواتار 「مجـله‌ی ثـبـتـ آواتـآرهـا」

    اینم تازه سرخابی شده بودم 994.gif (مال ناظر رمان صورتی تیرس یا سرخابی؟!)
  11. م

    آواتار 「مجـله‌ی ثـبـتـ آواتـآرهـا」

    اخرای سرخابی بودم:aiwan_light_laugh2:994.gif (وقتی سعی میکنی آواتارت به رنگت بیاد:facepalm::LOL:)
  12. م

    تا حالا بچه ی فامیل رو زدین؟!

    اره :LOL: روشمم این بود بچه رو میبردم رو تخت که رو تخت بپریم مثلا:roto2gaydude: بعد اینکه میپرید یهو هولش میدادم میوفتاد زمین:aiwan_light_laugh4: بعد بچه میخواست عر بزنه دهنشو با یقش میگرفتم:aiwan_light_dance4: بعد میگفتم اگه بگی بهشون دفعه دیگه میکشمت:flamethrower2: بعد مامانشو صدا میکردم بهش...
  13. م

    [mobina.d] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    تمرین چهارم 99/12/20 قدرت را ندانستم، اصلا شعور دانستنش را نداشتم که حتی بخواهم تظاهر کنم. اما الان دوری‌ات تعلیمم داد. از حس دلتنگی‌ات در قلبم، رشتۀ قدردانی را پاس کردم. دوری‌ات باعث نزدیکی‌ات در قلبم می‌شود. الان که این نامه را از فرسنگ‌ها فاصله برایت می‌نویسم، به تو نزدیک‌تر هستم تا آن موقع‌...
  14. م

    [mobina.d] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    تمرین پنجم 99/12/20 عاشقت شدم، عاشقم شدی. گفتم دوستت دارم، گفتی منم دوستت دارم. بحث کردی، عصبی شدم. داد و فریاد کردی، ناخواسته سیلی‌ای به صورتت زدم که باعث خون گریه کردن گوشه‌لبت شد! قهر کردی، پشیمان شدم. ترکم کردی، دنبالت آمدم. به اندازه‌ی تمام قطرات اشکی که در تمام شب ریختی، برایت گل رز...
  15. م

    [mobina.d] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    تمرین ششم 99/12/20 در کل سال خوابم نمی‌بَرَد الا صبح‌های مدرسه! در کل سال خواب نمی‌بینم، شاید یکی دو بار آن هم تکراری و خسته کننده؛ اما صبح‌های مدرسه‌ای، خواب‌های علمی تخیلی، هیجانی، کمدی... می‌بینم! سر کلاس فیزیک، در خواب‌هایم جاذبه از بین می‌رود و پرواز می‌کنم. سر کلاس ادبیات، نویسنده‌ای هستم...
  16. م

    [mobina.d] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    تمرین هفتم 99/12/20 وقتی تمام شهر در تاریکی فرو می‌رفت، حس خوبی داشتم، حس پیروزی، آن هم بی‌دلیل! نه اینکه بدخواه دیگران باشم نه؛ فقط خوشحال بودم که من در این گرداب فرو نرفته‌ام. سیاهی شهر کم‌کم من را به خود نزدیک می‌کرد. برای نجات خود، مدت‌ها خود را مخفی کردم؛ تا موقعی که دیگر رنگی در شهر نبود...
  17. م

    [mobina.d] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    تمرین هشتم 99/12/21 هیچ می‌دانی چرا گل رز قرمز شد؟ بگذار دلیلش را برایت بگویم. تا به حال تیغ‌هایش در انگشتت فرو رفته است و زخمی‌ات کند؟ تا به حال بخاطر تیغ‌هایش از انگشتت خون چکیده است؟ اولین گل‌های رز، سفید بودند؛ فقط سفید! روزی عاشق به معشوقش یک گل رز داد و دست مع*شوق موقع گرفتنش زخمی و خونین...
عقب
بالا پایین