نتایح جستجو

  1. shirin_s

    نظارت همراه رمان یک مشت گیلاس | ناظر: .Nazi

    سلام سلام من یه پارت گذاشتم
  2. shirin_s

    عالی رمان یک مشت گیلاس | فاطمه صداقت زاده

    کلمه به کلمه‌ی آن دفترچه شیرزاد را هر لحظه مجذوب‌تر از پیش می‌کرد. یک سوال بزرگ در ذهنش نفس می‌کشید. این میرزا که بود؟ باید او را می‌دید. دفعه‌ی بعد که آن مرد را دید باید با او صحبت می‌کرد. باید میرزا را از نزدیک می‌دید. *** روزها در پی هم می‌آمدند و می‌رفتند. شکوفه‌های صورتی گیلاس کم‌کم داشت به...
  3. shirin_s

    نظارت همراه ترجمه رمان قربانی بعدی| ناظر:SHIRIN

    #۳ بعد از ویرگول "واو" درست نیست عزیزم. واو حذف بشه به‌هم می‌خورد✅️ این‌جا هم همین‌طور واو بعد از ویرگول حذف بشه اینجا هم واو بعد از ویرگول اومده اینجا هم همینطور مگر این‌که
  4. shirin_s

    نظارت همراه ترجمه رمان قربانی بعدی| ناظر:SHIRIN

    #۱ موردی نداشت عزیزم
  5. shirin_s

    دفترکار [دفترکار ناظر:shirin.s]

    دسته بندی: ترجمه نام اثر: قربانی بعدی مترجم: سرنا وضعیت: در حال نظارت آغاز نظارت: آخر خرداد ۱۴۰۵ لینک اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/44769/
  6. shirin_s

    دفترکار [دفترکار ناظر:shirin.s]

    دسته بندی: ترجمه نام اثر: شرح یک مرگ مترجم: هیس وضعیت: در حال نظارت آغاز نظارت: آخر خرداد ۱۴۰۵ لینک اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/45147/
  7. shirin_s

    دفترکار [دفترکار ناظر:shirin.s]

    دسته بندی: رمان نام اثر: آوای دروغین ماه نام نویسنده: شکوفه فدیعمی وضعیت: در حال نظارت آغاز نظارت: اردیبهشت ۱۴۰۵ لینک اثر: https://forum.cafewriters.xyz/threads/44967/
  8. shirin_s

    نظارت همراه ترجمه رمان شرح یک مرگ |ناظر: SHIRIN

    #۴ اجزای جمله جابه‌جا شده : او به دیدن آن‌قدر خون عادت نداشت، خون دور سر و روی بلیزش پخش شده بود! اینجا هم اصلا با هم نمیخونه صبحانه؟ صبحانه کجاست؟ رئیس هم که نیومده هنوز. فکر می‌کنم با چیز دیگه‌ای قاطی شده باشه زنده ماندن یه "با" اول جمله لازم داره و فعل "کرد" مناسب‌تره: با چانه‌اش به سمت...
  9. shirin_s

    نظارت همراه ترجمه رمان شرح یک مرگ |ناظر: SHIRIN

    #۳ ساعت تکرار شده، دونی باید حذف بشه؛ اینجوری: همان ساعتی که تنها با یک ضربه‌ی محکم روی بدنه قدیمی‌اش خاموش می‌شد. آخر جمله از علامت سوال استفاده کن به جای نقطه می‌پرید می‌کرد بعد از "می‌کند" نقطه ویرگول بذار چون جمله با بعدی ارتباط داره این جمله یکم عجیبه، سوت زدن و زمزمه کردن آهنگ ربطی به...
  10. shirin_s

    نظارت همراه ترجمه رمان شرح یک مرگ |ناظر: SHIRIN

    #۱ نویسنده‌ای اجزای جمله جا به جا شده عزیزم: پرونده‌ای که دو سال پیش توسط کارآگاهان لیند و دی‌لونگو بررسی شده بود عزیز اینجا جمله یه جوریه، زمان جبران شد؟
  11. shirin_s

    دفترکار دفترکار ویراستار| shirin_s

    لینک: https://forum.cafewriters.xyz/threads/44294/ به قلم: یگانه ایرادات: نیم‌فاصله‌ها تاریخ شروع: ۱۴۰۵.۲.۳۱ تاریخ تحویل: ۱۴۰۵.۳.۱۱
  12. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۲۰ که از اول جمله حذف بشه کنار زد و من... ناراحت کننده‌ای بهم دادم نگاه کن این کار رو اون شب مسخره کننده‌ای بی‌گناه لحنی جدی
  13. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۹ شوکه شدم اون شب یک دفعه یه جا جذابیتش علامت سوال وسط رو بردار به رنگ طوسی بود بودن بودن مغرورانه‌ای سر و کار بهم غوغایی
  14. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۸ سکوت و ترس شروع و پایان جمله بهم نمیخوره. دیوونه‌ام بهم میشم جمله نباید با حرف ربط آغاز بشه همسایه‌مون پیرزن همسایه‌مون که چادر سفید با گل‌های آبی پوشیده بود رو دیدم. با لبخندی بزرگ یک قابلمه.... بهم دوباره
  15. shirin_s

    همگانی آیا واقعا زنی که خرج داره، ارج داره؟

    سلام به نظر من درسته من خیلی جاها بی‌خیال خرج شدم. آخر یه روز تو روم گفت بشین برنامه ریزی کن یاد بگیر فلان کارها رو... ببین دخترهای دیگه رو😒 آره خلاصه که متاسفانه خیلی از مردها قدر نمیدونن.
  16. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۷ بود، به سمتش... در حد بود وقت شب می‌کردن فکر نکنم هر چی بلایی میدم خونه‌ام گریه‌ای از اعماق وجودم رنگ پریده‌ی
  17. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۶ میگی شدن بهم خفه از می‌لرزیدن شدن زده بود، شال دور... کار رو بودن خدا رو شکر یکیشون می‌پیچید، دوباره....
  18. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    سلام عید غدیره و پر از کار و مهمانداری انشالله شنبه
  19. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    ممنونم عزیزم فقط اینکه دیالوگ ها فراموش نشه چون خودت میدونی من دیگه تو هر نظارت تکرار نمیکنم
  20. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۵ "که" رو حذف کن لحظه‌ای برنیام پرعشوه‌ای بهم من هم دستم رو روی بگم بی‌صدا به جای نقطه ویرگول بذار قوی‌ای بود شده‌اش جمله عجیبه شروع به سرفه کردم اون‌ور باز تکرار کرد خود تو کار رو نکردم سر جام چی کار
عقب
بالا پایین