نتایح جستجو

  1. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    *** نور سفیدِ سقف توی چشمم می‌زد. صدای محمد از دور شنیده می‌شد، انگار از ته یه تونل بود. چشمامو باز کردم، همه بالای سرم بودن. یه سلام دسته‌جمعی رد و بدل شد. بابا خم شد سمت صورتم و گفت: -‌ سالمی؟ -‌ الحمدلله. -‌ خب خوبه. اتاق عملم که ترس نداشت؟ لبخند آرومی زدم. -‌ نه، نداشت... آخه بی‌هوش بودم...
  2. Ali81

    نظارت همراه رمان پارادوکس سرخ | ناظر: حدیثه خانم

    سلام توی پارت اول یک سری تغییرات انجام دادم.
  3. Ali81

    نظارت همراه رمان پارادوکس سرخ | ناظر: حدیثه خانم

    می‌دونم دیالوگ باید از خط فاصله داشته باشه ولی من هرکاری میکنم باز دایره میاره پشت بعضیاشون مجبور شدم اینطوری بذارم
  4. Ali81

    مشاوره مشاوره‌ی ساختار و نظارت رمان

    سپاس ازتون خوشحال میشم رمان رو دنبال کنید و اگر مشکلی بود بهم بگید 🙏
  5. Ali81

    نظارت همراه رمان پارادوکس سرخ | ناظر: حدیثه خانم

    سلام نکاتی که گفتید رو فکر کنم خودتون ویرایش زدید. در هر صورت سه پارت اضافه شد.
  6. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    *** چشم‌هام رو باز کردم دیدم روی در نوشته آزمایشگاه، دکتر اومد تو و گفت: -‌ چطوری خان؟ خوبی؟ -‌ دکتر واقعاً من چم شده ؟ آپاندیسم که نیست؟ دکتر یه لبخند زد و گفت: -‌ بذار اول جواب آزمایشت بیاد، بعد بهت میگم چه بلایی سرت اومده. -‌ دکتر به جان عمم قسم من الکی خودم رو به دل‌درد زدم. -‌ از درد بی‌هوش...
  7. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    -‌ نه دارم می‌میرم! آپاندیسم عود کرده! یه جیغی کشید و گفت: -‌ تو عقل نداری به خدا. بیا بیرون تا زنگ بزنم اورژانس. -‌ نه‌ نه جان خودت نزنی‌ها. خودم میرم بیمارستان. -‌ چرا چرت میگی علی چجوری خودت میری... بیا بیرون خودم می‌برمت. دو دستی زدم تو سرم و گفتم: -‌ بدبخت شدم این‌دفعه. -‌ ببین خانوم منشی...
  8. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    - صاف باید به عشق من فحش بدی دیوونه، شوخی کردم پول خودم بود، الان لوازم تحریری‌ها می‌بندن. دستم رو گرفت و همراه خودش کشید، هر چی من حرف می‌زدم اون دیگه توجهی نمی‌کرد. ؛ یه چرخی زدم و به فروشنده و گفتم: -‌ سلام خسته نباشید خانم. -‌ سلام سلامت باشی عزیزم، می‌تونم کمکتون کنم؟ -‌ کتاب‌های یازدهم...
  9. Ali81

    مشاوره مشاوره‌ی ساختار و نظارت رمان

    ممنونم از شما الان باید همیشه با شما در ارتباط باشم؟ و اینکه نیازه چیزی تغییر پیدا کنه؟
  10. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    *** صبح ساعت ۱۰ با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم. توی آینه نگاهی به خودم کردم و دستی توی موهام کشیدم. رفتم داخل دست‌شویی و صورتم رو شستم. اومدم بیرون و آروم صدا زدم: - مامان. سرکی توی آشپزخونه کشیدم. سفره هنوز پهن بود. یه چایی برای خودم ریختم و شروع کردم به خوردن. همین که چایی رفت پایین،...
  11. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    "جلد اول" {ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ} {نون سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند} «درسا» صدای کولر از خونه‌های اطراف می‌اومد، مثل نفس‌های سنگین آدمایی که نمی‌دونن از چی خسته‌ان. من روی پله‌ی حیاط نشسته بودم، با یه لیوان چای سرد شده تو دستم و یه فکری که هی می‌اومد و نمی‌رفت. سوگند پیام داده بود...
  12. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    مقدمه: خیانت، فقط شکستن اعتماد نیست؛ شکستن تصویریه که آدم از عشق ساخته بود. یه لحظه‌ست؛ ولی اثرش تا سال‌ها می‌مونه. مثل ترک کوچیکی روی شیشه‌ی دل، که با هر خاطره، با هر نگاه، بزرگ‌تر میشه. خیانت، اون نقطه‌ایه که عشق از رویا می‌افته و آدم می‌فهمه که حتی نزدیک‌ترین‌ها هم می‌تونن دورترین بشن. وقتی...
  13. Ali81

    در حال تایپ رمان پارادوکس سرخ «جلداول» | سیدعلی جعفری

    عنوان: پارادوکس سرخ «جلداول» نام نویسنده: سیدعلی جعفری ژانر: عاشقانه، تراژدی ناظر: @حدیثه خانم خلاصه: خلاصه: از دو سوی یک سرزمین، دو روح زخمی به ظاهر سالم در سکوتی بی‌انتها نفس می‌کشند. یکی با گذشته‌ای مانند رد زخم روی پوست، هر روز بی‌صدا یادآوری می‌شود؛ دیگری با آینده‌ای که همچون پنجره‌ای...
  14. Ali81

    مشاوره مشاوره‌ی ساختار و نظارت رمان

    "جلد اول" {ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ} {نون سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند} «درسا» با وصل شدن تماس، موبایل رو به گوشم نزدیک کردم. سلام مامان خونه‌ای؟ آره دخترم، شما کجایی؟ با سوگند اومدیم بیرون. کی بر می‌گردی؟ یه نگاه کردم به سوگند که با سر بهم نشون داد زود برمی‌گردیم. میام، سعی می‌کنم تا...
  15. Ali81

    مشاوره مشاوره‌ی ساختار و نظارت رمان

    عنوان: رمان پارادوکس سرخ «جلد اول» ژانر: عاشقانه، درام، طنز خلاصه: این داستان سرگذشت واقعی و نفس‌گیری است از جوانانی که در مسیر زندگی پرپیچ‌وخم خود قدم برمی‌دارند. درسا، دختری زیبا و مستقل از شیراز، و علی، ورزشکار و پسری احساسی از اصفهان؛ هر کدام با گذشته‌ای پر درد و قلبی پر از احساس، در دنیایی...
  16. Ali81

    مشاوره مشاوره‌ی ساختار و نظارت رمان

    سلام رمانم رو هنوز تایید نکردن و گفتن که درخواست مشاوره بدم اول
  17. Ali81

    اطلاعیه اعلام یا درخواست مشاور نویسندگی

    بله به درخواست ناظر ارشد و هنوز تاپیک رمان رو نزدم یعنی هنوز تایید نشده، قرار شد رفع مشکل بشه اول
  18. Ali81

    اطلاعیه اعلام یا درخواست مشاور نویسندگی

    سلام درخواست مشاوره دارم برای رمانم و از طرف ناظر ارشد این درخواست رو دارم ثبت میکنم.
  19. Ali81

    اطلاعیه 📚درخواست تأیید رمان📚

    سلام وقت بخیر درخواست تایید رمان رو برای رمانم دارم
عقب
بالا پایین