با شک بررسیاش کردم و اخم ریزی روی چهرهام نشست. خواستم سوالی بپرسم که در همان لحظه، صدای مهران که صدایم میزد در گوشم پیچید:
«مروارید صدام رو میشنوی؟»
موبایل را سفتتر در مشتم میگیرم و سریع پاسخ میدهم:
«آره داداشی.»
«گفتم دیگه، ببرینش پیش یه دکتر تغذیه.»
به سمت امیر حرکت میکنم و چند قدمی...