نتایح جستجو

  1. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    چشم هایت را می بوسم و قاب عکس را سر جایش می گذارم. آهی می کشم و انگار زمین زیر پاهایم نا متعادل می شود. چشم هایم در کاسه آتش می گیرند و ریه هایم با تمام توان در جست و جوی هوا دست و پا می زنند. اما دریغ از دانه ای مولکول اکسیژن! گویی ذهن آشفته ام نفس کشیدن را فراموش کرده است... آری بدون تو، دَم...
  2. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    به اتاق بر می گردم و قاب عکس ات را بر می دارم به چشم هایت خیره می شوم چشم هایم در تقلای خیس شدن اند اما نه! هرگز! لب هایم را به خنده وادار می کنم و تو از درون قاب به من لبخند می زنی! دوباره قاب را ور انداز می کنم. همه چیز خوبست جز آن پاپیون مشکی کنار عکست که زیادی توی ذوق می زند. راستش را بخواهی...
  3. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    درِ کوچک تراس را باز می کنم و رَدِ خفیف وینستون آبی مرا به زیر سیگاری کریستال و فندک طلایی ات می رساند. به گَرد ظریف نشسته روی فندک زل می زنم، و گویی این مکعبِ براقِ فلزی، هنوز باور ندارد که بالای خاکستر آخرین نخ سیگارت نشسته است… اصلاً چه کسی باور می کند؟!
  4. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    به سیستم صوتی نقره ای گوشه اتاق زل می زنم. بلندگوهایی که مدتی است الرحمن و طه و واقعه می خوانند... بلندگوهایی که همیشه شادترین آهنگ هایت را برایمان پخش می کردی و ما را وادار به شاد بودن… و ما شاد بودیم حتی به ظاهر! و ماضی بودن افعال این دلنوشته مثل خوره روحم را تراش می دهد!
  5. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    درِ کمد لباسهایت را باز می کنم و کت و شلوار های اتو کشیده ات قلبم را نشانه می گیرند. کت طوسی خوش دوختت را در آغوش می گیرم، و بوی خوش عطر تام فورد روح بی جانم را به پرواز در می آورد و مرا می برد تا روز های خوش بودنت… گیانم، آنقدر دنیای بازماندگانت را عطر آگین کرده ای که سلول به سلول خانه بوی...
  6. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    گلدان پتوس کنار تختت را بر می دارم و گلبرگ های سبز و با طراوتش را لمس می کنم. ساقه تازه جوانه زده اش را از نظر می گذرانم. نیشخندی روی لب هایم می نشیند و گلدان را با حرص سر جایش می گذارم. همیشه نگران خشک یا پژمرده شدنش بودی. و حالا حال این گلدان عزیز کرده ات از همه ی ما بهتر است… چه تراژدی مضحکی!
  7. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    تو عروسِ کسی اگر بشوی نگذارم که دست روی دست من محمّدعلی ِ قاجارم مجلست را به توپ خواهم بست!
  8. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره واژه نما |

    همسر ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ ﭘﺴﺮﻡ ﺗﻮ ﺟﮕﺮ ﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ
  9. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    قدم جلو می گذارم. روی تختت می نشینم و ساتن لطیف ملحفه اش را لمس می کنم. چشم هایم را می بندم و تو را تجسم می کنم در حالی که آن پیراهن خوش رنگت را پوشیده ای و روی تخت دراز کشیده ای تا خستگی در کنی. و همه می گفتند یشمی به تو می آید… نامم را زمزمه می کنی و صدایت لب هایم را به لبخند وا می دارد. چه...
  10. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    درِ اتاقت را باز می کنم و بودن همه چیز نفسم را بند می آورد… بودن همه چیز جز تو… نفس عمیقی می کشم و تو را با بند بندِ وجودم لمس می کنم عطرت را از لوبِ پیشانی عبور می دهم به مغز می رسانم و تصویر خندانت در خاطرم نقش می بندد!
  11. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره واژه نما |

    هرگز هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
  12. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    یکبار دل ز ما صنمی آشنا نبرد دایم به داغ مردم بیگانه سوختیم
  13. ترانه قربانی نیا

    مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

    پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در جفای تو می سوزم و خوشم نفر بعدی لطفا با واو
  14. ترانه قربانی نیا

    مشاعره |مشاعره با اشعار سهراب سپهری|

    در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست
  15. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار سعدی |

    در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
  16. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره واژه نما |

    ماتم اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد...
  17. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس
  18. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی بی وفا این زودتر می خواستی، حالا چرا؟
  19. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    نسازد دوست جز با دوست، تا سوزد دل دشمن تو چندین دوست می سوزی، که کس دشمن نمی سوزد
عقب
بالا پایین