نتایح جستجو

  1. ذهن هراس

    در حال تایپ او هرگز نمی‌میرد|ریحانا دارلینگ

    کریستین سری به نشانه‌ی تأیید تکان داد و با همدلی گفت: -‌ درسته، درسته. اما زیادی به حرف‌هاش اهمیت نده. برناردو یک پیر غرغروست که دلش هوای صلح داره ولی زبانش بلد نیست آرام بگیره. فقط مطیعش باش، کارت رو بکن و بذار حرف‌هاش مثل باد از گوشت عبور کنه. هانس اما ناگهان صدایش را پایین آورد، طوری که کسی...
  2. ذهن هراس

    در حال تایپ او هرگز نمی‌میرد|ریحانا دارلینگ

    سالن به یکباره خاموش شد. آلفردو با وحشت به هانس نگاه کرد. قاضی با چهره‌ای درهم‌رفته، چکش را محکم به میز کوبید و فریاد زد: -‌ این دادگاه جای توهمات شما نیست، آقای مولر! اما هانس لبخند زد. لبخندی که در آن، آرامشِ یک دیوانه و حقیقتِ یک عاشق، با هم عجین شده بود. او آهسته نشست و به صندلی خالی نگاه...
  3. ذهن هراس

    در حال تایپ او هرگز نمی‌میرد|ریحانا دارلینگ

    روی صندلیِ متهمان نشست. چوب سردِ صندلی، مثل پوسته‌ای بیگانه، زیر بدنش حس می‌شد. آلفردو که هانس را اینگونه پژمرده و ناامید می‌دید، دلش به درد آمد. یاد روزهایی افتاد که هانس را در کارگاه نقاشی‌اش در مارسی دیده بود؛ مردی با موهای جوگندمی و چشمانی که از شوقِ کشیدنِ یک غروبِ دیگر می‌درخشید. حالا، آن...
  4. ذهن هراس

    در حال تایپ او هرگز نمی‌میرد|ریحانا دارلینگ

    °•°•او هرگز نمی‌میرد •°•° سالن انتظار، انبوه از آدم‌هایی بود که هرکدام درگیر سرنوشت دیگری بودند. بوی عرق در هوا سنگینی می‌کرد و صدای پچ‌پچ‌ها، مثل مگس‌های مزاحم، دور سر هانس می‌چرخید. اما او در میان این شلوغی، تنها بود. انگار هیچ‌کس او را نمی‌دید. برای هانس، نتيجه‌ی دادگاه دیگر اهمیتی نداشت...
  5. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    هستی، لرزشی است در میانِ دو سکوتِ بزرگ و ابدی. ما، نه موجوداتی، که تنها تلاشی هستیم برای درکِ معنایی که هرگز وجود نداشته است. زمان، نه یک خط، که یک حلقه‌یِ بی‌پایان است که ما را در خود می‌بلعد و دوباره می‌افکند. در بی‌نهایت، هیچ جهت و مقصدی نیست؛ تنها هست، و هست، و هست. اگر عشق، تنها واقعیتی...
  6. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    ما در اوجِ شلوغی، تنها در جزیره‌هایی از سکوت زندگی می‌کنیم. من تو را نه در روشنایی، که در تاریک‌ترینِ درک‌هایم، به عنوانِ یک نور یافتم. عشق، همان فریادی است که در میانه‌یِ بی‌تفاوتیِ جهان، به آرامی فریاد زده می‌شود. ما برای فرار از تنهایی، به جمع می‌رویم، اما در جمع، تنها با سایه‌هایمان هم‌سفر...
  7. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    ما در تماشاخانه‌ای از نقاب‌ها هستیم، که حتی در تنهایی هم، از خودمان می‌ترسیم. عشق، تنها قیامِ ما در برابرِ این واقعیت است که هیچ‌چیز همیشگی نیست. جهان، ماشینِ بزرگی است که می‌خواهد شعله‌یِ معنا را در ما خاموش کند. بی‌تفاوتی، بزرگترینِ جنایت‌هایِ بشری است؛ و درک کردنِ تو، تنها راهِ نجاتِ من...
  8. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    ما تنها لایه‌هایی از خاک هستیم که برای لحظه‌ای، خود را فکر می‌پندارند. عشق، یعنی تلاش برای ثبت کردنِ یک لبخند، در میانِ تاریخِ پر از اشک و ویرانی. آدم‌ها می‌گذرند؛ مثلِ غبار که روی شیشه می‌نشیند و بعد، از یاد می‌رود. اگر هستی، تکرارِ یک سکوتِ بزرگ است، پس بیا با هم، این سکوت را به فریادی زیبا...
  9. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در آن، حتی صمیمیت هم گاهی به یک کالای گران‌بها بدل شده است. عشق، آخرین سنگرِ ما در برابرِ جهانی است که می‌خواهد همه چیز را به عدد و رقم و سود و زیان تقلیل دهد. آدم‌ها در ازدحامِ شهر، لابد برای فرار از خودشان با هم حرف می‌زنند، اما هیچ‌کس از هیچ‌کس نمی‌فهمد. شاید...
  10. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    ما در میانِ هیاهویِ بی‌معنایِ آدم‌ها، مثلِ سایه‌هایی گذرا در گذرگاه‌هایِ سردِ تاریخ سرگردانیم. من تو را نه در اوجِ شادی، که در تاریک‌ترینِ لحظاتِ درکِ تنهایی‌ام، همچون تنها ستاره‌ای یافتم. عشق، آخرین تلاشِ بیهوده اما باشکوهِ ما برایِ اثباتِ هستی، در برابرِ پوچیِ مطلقِ جهان است. در این عصرِ...
  11. ذهن هراس

    در حال تایپ دلنوشته ناجی | ریحانا دارلینگ

    زمان در این شهر، مثلِ ریگِ ساعت از میان انگشتانِ بی‌رحمِ زندگی می‌گذرد و ما را پیر می‌کند. عشق، شاید تنها راهِ اعتراضِ ما به این واقعیت باشد که همه‌چیز در نهایت، به خاک خواهد رسید. آدم‌ها در این ویترین‌های شیشه‌ایِ مدرن، به دنبالِ معنا می‌گردند، اما معنا در عمقِ نگاه‌ها نهفته است. اگر جهان،...
  12. ذهن هراس

    در حال تایپ او هرگز نمی‌میرد|ریحانا دارلینگ

    عنوان: او هرگز نمی‌میرد نویسنده: ریحانا دارلینگ ژانر: جنایی – روانشناختی – تراژدی عاشقانه ناظر: @Asemoon خلاصه: بعضی چیزها را نمی‌شود در دادگاه توضیح داد. بعضی عشق‌ها را نمی‌شود برای قاضی تعریف کرد. آن‌ها او را دیوانه می‌خوانند؛ اما او می‌داند که تنها کسی است که هنوز می‌بیند. آن صندلی خالی،...
  13. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    نه بکن نصیحت کردن هات هم قشنگه🥰❤️
  14. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    و اینکه زیادی منو نصیحت میکنههههه
  15. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    بد اخلاق شبیه حیات @حیات۰
  16. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    یه لحظه قانون شو یادم رفت ببخشید 😁😁😂
  17. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    اوه ببخشید یه لحظه قات زدم ممنونم 😁😁
  18. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    اصلا نظرم عوض شد همون بداخلاق بهتره دل نازک اصلا به قیافه ات نمیاد
  19. ذهن هراس

    دنباله‌دار کاربر قبلی...

    شوخی کردم مهربون Lagh2
عقب
بالا پایین