نتایح جستجو

  1. K

    در حال تایپ دلنوشته سلسله‌ی تناقض|ندا تیموری

    دلی مانند آب زلال... همچون عشقی در آن جای گرفته بود با تقوا عشقی همانند، خاطراتی سیاه و سفید عشقی که زمانی اتمامش احتمالی نداشت. خاطراتی که با یاد تو اکنون می‌گذرند. افکاری که در تو غرق مانده‌اند.
  2. K

    در حال تایپ دلنوشته سلسله‌ی تناقض|ندا تیموری

    همیشه می‌ترسیدم تورا از دست بدهم امّا روزی باید به این ترس روی می‌آوردم، و آن روز هم الان بود بر زبانم این بود که او همیشه در کنارم هست و به جای قلبم به او اطمینان آوردم که بی‌خود بود. انگار حس خاصی در کنارت داشتم که اکنون ندارم.
  3. K

    در حال تایپ دلنوشته سلسله‌ی تناقض|ندا تیموری

    حس می‌کردم....کنار تو زندگی زیباست، و با بودنت دنیایَم همانند رنگین‌کمان هفت رنگ هست. امّا نمی‌دانستم این رنگی که عشق دروغین را لابه‌لایش پنهان کرده هست روزی با جمله‌ای کوتاه که برایم طولانی بود، نمایان می‌شود.
  4. K

    در حال تایپ دلنوشته سلسله‌ی تناقض|ندا تیموری

    قولَت به من ماندن بود. پایدار نماند این قول و تا این هنگام عملی نشد، اکنون پی برده‌ام حرف‌هایی از روی اجبار به من بود راهی بود که انتهایش به دروغ ختم می‌شد.
  5. K

    در حال تایپ دلنوشته سلسله‌ی تناقض|ندا تیموری

    می‌دانستم این حسی که اکنون دارم چیست حس پایان همه چیز. حسی که به تو داشتم از روی علاقه بود و اکنون تبدیل به تنهایی و تنهایی، تبدیل به نفرت شده هست. امّا تو حسَت را درک نخواهم کرد حسی دروغین بود برایم که از درون همیشه من را عذاب خواهد داد و باعث پوچی و نابود شدمم خواهد شد.
  6. K

    پایان‌نقدوبررسی نقد و بررسی دلنوشته سلسله تناقض | منتقد: ارغنونِ خاک بر سر

    سلام وقت بخیر بله حتما به نکات دقت میکنم و همین الان ویرایش میکنم کل دلنوشتمو و چیزهای اضافیشو پاک میکنم و دوباره تایپ میکنم اما متاسفانه من خیلی وقته دوبار درخواست جلد داده بودم ولی هیچ کس جوابگو نبود😊
عقب
بالا پایین