برخورد ناگهانی نور تیزبین آفتاب به مردمکهای عسلیاش باعث شد یکی از چشمهایش را ببندد و آن یکی را نیز نیمه باز رها کند. لبخندش همانند شکفتن گلِ محمدی درون باغچه بر صورتش پخش شد و عطر دلانگیز تابستان را به مشمام اهالی خانه کشاند. از این حیث بود که پدرش نمکین ابرو در هم کرده و به درگاه درب تکیه...