نتایح جستجو

  1. Emerald

    [فاطمه عطایی] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    خسته‌ام! خسته‌از این سختی‌ها و رنجش‌ها! تا به کی باید همچون فرهاد این کوه‌ها بکنم تا شاید... تا شاید برسم به شیرینم! شیرینی که همچون لیلی، فرسنگ‌ها دور است. شاید هم دور نیست؟! آری، آری او در این‌جاست... در جای جای ذهن و روحم! اما من مثل مجنون نمی‌شوم! نمی‌گذارم لیلی شیرینم را به تاراج ببرند.
  2. Emerald

    تاپیک اختصاصی تیم دوم | گروه میریام

    عالییییییییییی واقعا خیلی ذوق زده شدم??
  3. Emerald

    [فاطمه عطایی] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    در میان این همه آدم سنگ‌دل جای من کجاست؟ آیا اصلاً جایی هم هست؟ ناگهان ندایی در گفت: آری، جای تو همانند چتر رنگارنگی است که در میان امواجی از چتر‌های سیاه‌ست! اندوهگین مباش همین تفاوت‌ها و متمایز‌هاست که دنیا را زیبا می‌کند!
  4. Emerald

    [فاطمه عطایی] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    خودکار آبی این خودکاری که می‌نویسد را می‌بینی؟ می‌بینی با چه اشتیاقی می‌نویسد؟ ببین حتی خود‌کار هم به شوق آمدن تو می‌نویسد. دیگر چه رسد به این دل‌، که در غاشیه‌ی چهره‌اش می‌گرید! برگرد حداقل به خاطر این خود‌کار آبی!
  5. Emerald

    [فاطمه عطایی] دومین دوره کارگاه آموزشی دلنوشته نویسی

    آخر تا به کی نفس کشیدن‌های اجباری؟ تا به کی زنده ماندن؟ مگر زندگی به زنده ماندن است؟ تا قبل‌ها فکر می‌کردم زندگی مانند خاله بازیست! اما... اما اشتباه کردم! زندگی برای من بازی گل‌ یا پوچ بود و من هم کسی بودم که هر مشتی را انتخاب می‌کرد، پوچ بود!
  6. Emerald

    تسلیت تسلیت آبتین جان

    خیلی تسلیت میگم به شما اقا آبتین. هر چند که هیچ حرف ‌و سخنی نمیتواند از غم شما بکاهد. باشد که روح آن مرحوم، قرین رحمت قرار بگیرد. بازهم تسلیت میگویم. انشالا که غم آخرتون باشد ?
  7. Emerald

    تسلیت تسلیت میگم فرشته جان?

    فرشته جان تسلیت میگم بهت انشالا غم آخرتون باشه
  8. Emerald

    باباهاتون تو خونه چی صداتون میکنن؟

    منو فاطمه، بابا این مکث خیلی مهمه?
  9. Emerald

    دنباله‌دار بزرگ‌ترین ترس بچگیت چی بوده؟ و الان چیه؟

    بعضی از شب‌ها خواب میدیدم که مامان و بابام منو زیر یک زیرگذر که تو محلمون هم هست، ول میکنن و میرن. من همیشه تو خواب برای همین گریه می‌کردم. و میترسیدم که من رو ول کنن. اینا برای بچه‌گیم بودن. و الان بزرگ ترین ترسم اینه که نذارن من پیشرفت کنم و این‌هم واقعا بده ?
  10. Emerald

    آخر سوتی که دادی چی بوده؟

    رفته بودیم گوشی فروشی که برای خاله‌ام‌گوشی بخریم و من هم میخواستم مدل گوشی مامانم رو بگم که اشتباهی تلفظ کردم. گَلِکسی رو گفتم گِلَکسی و مرده هم میگفت ما همچین گوشی نداریم و من هم اسرار میکردم که داریم ??? وایییچقدر بده
  11. Emerald

    عکس این عکس رو تقدیم می‌کنم به... .

    @آیلار نظام دوست @Parmii ???????
  12. Emerald

    نقد کاربر نقد رمان آگرین | فاطمه عطایی

    نام رمان: آگرین نویسنده: فاطمه عطایی ژانر رمان: تراژدی، عاشقانه خلاصه: حس تلخ نا‌امیدی را چشیده‌ای؟ حس سیاهی و به ته خط رسیدن را چطور؟ شده است به ته خط رسیده باشی اما همه انتظار شروع از تو داشته باشند؟ گاهی با خود فکر می‌کنم، هنگامی که داشتند سرنوشتم را می‌نوشتند مرکب سیاه رنگ بر روی کاغذ...
  13. Emerald

    نقد کاربر نقد رمان آهیر | فاطمه عطایی و زینب شیری

    نام اثر: آهیر نویسندگان: فاطمه عطایی و زینب شیری ژانر رمان: عاشقانه، تراژدی خلاصه: غزل عاشقی؟ یا بهتر است بگوییم غزل انتقام؟ شاید هم هیچ کدام، من تبدیل به غزل خداحافظی شده‌ام! من حتی از کل دنیایم گذشتم، دنیایی که کل دارایی‌ام بود ولی برای او کافی نبود! از من چه ساختند؟ عروسک خیمه شب بازی‌‌ که به...
  14. Emerald

    ??✨تولدت مبارک آقای پوررضا!???

    اقا پورضا تولدت مبارکککککک بدو شمع‌ها رو فوت که صد سال زنده باشییی. زود که کیک‌ها آب رفتنااا?? اینم کادوی من ? هاهاهاهاها @SHAHED
عقب
بالا پایین