نتایح جستجو

  1. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل بازار وفا شنیده‌ام که در این شهر، عشق ارزان نیست متاعِ مهر به هر دستِ بی‌سروپایان نیست هزار چهره در آیینه‌ی جهان دیدم یکی چو آینه صافی و بی‌ریا، آن نیست به هر که دل سپردم، شکست پیمان داد دگر مرا هوسِ عهدهایِ آسان نیست مرا نه بیمِ غمِ هجر و نه ملالِ فراق غمم از آن‌که وفا در بساطِ دوران...
  2. ایراندخت

    اطلاعیه درخواست تگ برای اشعار | تالار شعر

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/45302/post-469483 درخواست تگ
  3. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل عشق نهان نه هر که دید مرا، آگه از نهانِ من است که قصه‌ی دلِ من در پسِ زبانِ من است به چشمِ خلق، سکوت است و خویشتن‌داری ولی شرارِ تو پنهان میانِ جانِ من است زِ بیمِ طعنه‌ی اغیار، نامِ تو نبردم وگرنه نامِ تو وردِ شبانِ من است چه فتنه‌ها که زِ یک خنده‌ات به دل افتاد ولی به ظاهرِ من، صبرِ...
  4. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل بازگشت ناگهانی زِ دور اگر تو برآیی، به جان چه‌ها گذرد که جان زِ دیدنِ رویت زِ خود رها گذرد نه دل به اختیارِ خود از تو می‌بُرد پیوند نه عقل در رهِ این عشق، بی‌صدا گذرد اگر زِ کویِ تو بویِ نسیم باز آید هزار خاطره در سینه بی‌دوا گذرد چو نقشِ خنده‌ی تو بر خیال می‌افتد هزار سالِ غم از یک دمی...
  5. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل خطاب به تقدیر زِ بختِ خویش شکایت کجا برم ای دوست؟ که نقشِ ما همه از پیش بسته‌اند، ای دوست من آن گمان که به وصلِ تو ره توانم یافت زِ لوحِ حادثه از ابتدا برَفته‌ست، ای دوست مگر نه قسمتِ من از ازل غمِ تو نوشت؟ که هرچه خواستم از عشق، واژگون شده‌ست، ای دوست زِ گردشِ فلکِ بی‌وفا چه می‌پرسم؟ که...
  6. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل رقیب نه از جفایِ تو سوزم، نه از ملامتِ غیر مرا زِ خویش ربوده‌ست خندهٔ رقیب چو دیدمش که به بزمِ تو راه یافته چو ماه شکست جامِ شکیبم زِ رشکِ آن ترتیب زِ آستانِ تو عمری گدایی آموختم کنون به یک نظرش می‌دهی هزار نصیب هنوز داغِ نگاهت به سینه‌ام باقی‌ست هنوز نامِ تو دارم چو آیه‌ای بر جیب چه...
  7. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل بیم نرسیدن مترس از آن‌که دلم از فراقِ تو خون است؟ که بیمِ من نه فراق است، بیمِ بی‌چون است هنوز بویِ تو از شاخسارِ جان خیزد ولیک ره به تو بردن نصیبِ مجنون است؟ زِ دور، گنبدِ زرّینِ وصل می‌بینم دریغ، فاصله تا آستانه افزون است چو موج، سویِ تو هر دم شتاب می‌گیرم ولی میانِ من و ساحلت چه هامون...
  8. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل مستی عشق مرا نه باده سرمستِ شور و شیدا کرد نگاهِ یار مرا از دو عالم آوا کرد زِ جامِ لعلِ لبش جرعه‌ای نچشیده هنوز هزار باده‌فروش از غمش تمنا کرد چو نامِ او به میان آمد از طرب، دلِ من هزار دف زد و صد چنگ را مهیا کرد مگوی مستیِ من زاده‌ی شرابِ کهن است که چشمِ مستِ نگار این خرابی‌ام را کرد...
  9. ایراندخت

    اطلاعیه [درخواست] نشر آثار نویسندگان در صفحه اصلی سایت

    دسته بندی: شعر عنوان: دیوان تمنای نهان اسم نویسنده: ایراندخت سلطان‌زاده ژانر: عاشقانه سطح اثر: شاخص لینک دانلود جلد: جلد نام ناظر همراه: تیم نظارت انجمن کافه نویسندگان نام ویراستار: نام طراح جلد: الناز.ح لینک تاپیک تایپ اثر: دیوان تمنای نهان بخشی از اثر: شب است و خسته ز خود، دل به جاده...
  10. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    باشه چشم مرسی ممنونم ازتون ❤️-53-؟"_}
  11. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    دوش در میکده گفتند که جان خواهد رفت مژده دادند که غم نیز از آن خواهد رفت پیر میخانه ز اسرار ازل پرده گشود گفت: این رنج سبک‌ سایه گران خواهد رفت سحر از روزن امید دمی سر برزد شب اندوه چو گردی ز میان خواهد رفت من و آن سلسله‌ موی پریشان چه کنیم؟ عقل گفتا که دل از دست گمان خواهد رفت جام در گردش و...
  12. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    واقعا مرسی از سردرگمی نجاتم دادین بقیه رو هم با تصاویر جدید درست میکنم
  13. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    دوش در میکده گفتند که جان خواهد رفت مژده دادند که غم نیز از آن خواهد رفت پیر میخانه ز اسرار ازل پرده گشود گفت: این رنج سبک‌ سایه گران خواهد رفت سحر از روزن امید دمی سر برزد شب اندوه چو گردی ز میان خواهد رفت من و آن سلسله‌ موی پریشان چه کنیم؟ عقل گفتا که دل از دست گمان خواهد رفت جام در گردش و...
  14. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    لب تو خنده زد و شهر نفس تازه کشید ماه از آینه‌ی چشمت به تماشا افتاد مثلا اینطوری؟
  15. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    باشه چشم مرسی ممنونم ازتون -53-؟"_}
  16. ایراندخت

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

    سلام مرسی ممنونم یه مشکلی دارم اینه که بنظرتون قسمت‌های اول شعر رو تغییر بدم؟ و اینکه بقیه‌ی موضوع شعر رو چطور ادامه بدم؟ تو انتخاب جلد دیوان هم موندم؟
  17. ایراندخت

    اطلاعیه درخواست مشاور شعر| تالار شعرکده ۱۴۰۵

    درود وقتتون بخیر درخواست مشاوره برای ایده مجموعه اشعار فرِّ وصال مجموعه اشعار فرِّ وصال
  18. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل: فتنه‌ی نگاه ای که از جلوه‌ی رویت مهِ کامل خجل است سخن از حُسنِ تو گفتن ز توانِ غزل است چشمِ جادوی تو آموخته از نرگسِ مس*ت آنچه با لشکرِ دل‌ها کند از روزِ ازل است هر کجا سایه‌ی آن قامتِ موزون افتاد سرو در باغ ز شرمندگی اندر وَجل است نه عجب گر همه آفاق اسیرِ تو شوند که تو را مُلکِ دل و...
  19. ایراندخت

    شاخص مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال | ایراندخت سلطان‌زاده

    غزل آزادگی ساقیا، باده بده تا ز غم آزاد شویم فارغ از دغدغه‌ی گردشِ اضداد شویم چه غم ار قافله‌ی عمر شتابان گذرد؟ ما که در سایه‌ی یک جرعه، همه شاد شویم دولتِ عشق نه از دفترِ تدبیر دهند باید از خویش برون رفت و ز خود یاد شویم پیرِ میخانه چنین گفت به هنگامِ سحر: «گر طلبکارِ وصالی، ز خود آباد...
عقب
بالا پایین