خانه را سکوت ویرانگری پر کرده بود. تمام مدت در اتاق چرخیدم. جانم در آتشی که خودم روشن کرده بودم میسوخت، چه برسد به توی دل نازک. در نهایت به سمت آشپزخانه رفتم. صدای برخورد همزن با کاسه، در سکوت سنگین خانه پیچید. همهی تمرکزم را گذاشتم روی اندازهگیری دقیق شکر و آرد. انگار اگر میلیمتری اشتباه...