فصل دوم
تمام آنچه که وجود دارد
پِل آهی کشید و از جا بلند شد. داستانهای مرگهای وحشتناک در شهر ترسی در دلش نمیانداخت، اما چیزی که کلافهاش میکرد بارانی بود که برخلاف پیشبینی هواشناسی، حالا بیوقفه میبارید.
از وقتی به شهر آمده، داستانهایی از مرگهای مرموز مردم شنیده بود، که این در صدای...
تِسی گفت:
«دمسون! سرماخوردگیت داره بدتر میشه. من برمیگردم.»
او دلش نمیخواست رهایش کند؛ دستکم حضور تِسی مانع میشد آن شبح بیش از این به او نزدیک شود.
با ترس و لرز تلاش کرد با آن موجود چشم در چشم نشود.
تِسی آرام در را بست تا شوهرش نترسد، سپس شتابان از پله ها پایین رفت و برای اینکه زودتر به...
فصل اول
«به ناحق کشته شده»
«مجازات دمسون»
با دستانی لرزان جام را گرفته بود. جهانی که زمانی خود را بر فراز آن میدید، حالا در نظرش به خاکستر تبدیل شده بود. ذهنش میان خیالِ ظهورِ «مرگ» و تصاویر خون آلودِ کودک بیگناهی که ربوده و به طرزی هولناک کشته بود، سرگردان بود؛ صرفا بخاطر دعوای بین او و پدر...
عنوان:پیام آور مرگ
ژانر: فانتزی - رازآلود
نویسنده: moonflowers
مترجم: مهسا ایزدی
خلاصه: برخی او را فرشته مرگ مینامند، برخی دیگر او را به عنوان پیامآور عذاب میشناسند، تعداد کمی میگویند که او زن است. در میان شایعات، هیچ کس تا به حال چهره او را ندیده است. او مرموز به نظر میرسد، پوشیده در...