نتایح جستجو

  1. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    طوبایِ من دلتنگِ پینه‌های دست‌هایت‌ام و تابشِ وجودت که هنوز در جانم روشن است می‌دانم پروردگارمان مراقبِ توست نه در این جهانِ زشت و متعفّن که شایسته‌ی پاکیِ تو نیست بلکه در بهشتی که درختِ جاودانه‌ات در آن ریشه دارد
  2. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    آدمیانِ سیه‌دل رخ‌های آراسته‌شان هیچ خبر از سرِّ درونشان نمی‌آورد که دیوانِ دل‌تار همیشه نقابی فریبنده بر چهره دارند دلشان را اگر بنگری مغاکی‌ست لزج انباشتِ تعفّن و ظلمت و در این ظلمتِ آدمیان تو نورِ من بودی چراغی در ژرفای شبِ من اما رفتی تو آن...
  3. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    عزیزِ جانِ من از آدمیان به ستوه آمده‌ام با زیستن دیگر الفتی ندارم می‌دانی چرایش را؟ از آن روز که تو از جهانِ من ریشه کندی زندگی چنین بی‌رمق شد و دلِ من دیگر خواهشِ ماندن ندارد
  4. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    عزیزِ من تو به جانِ من سوگند خورده بودی به من وعده‌ی بازگشت داده بودی و هیچ‌گاه از سایه‌ی عهدهایت نگریخته بودی چه شد که این بار پیمان در دست‌هایت شکست؟ چه شد که سوگند در گلویت خاموش ماند؟ چه شد مرا رها کردی؟
  5. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    پی‌درپی شکوفه‌نگارِ تو را می‌جویم در مدارِ تو می‌گردم در جهانِ من حضور نداری آنگاه که بادسوارِ زمان شتابان بود برای ربودنِ تو
  6. Melina Namvar

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود درخواست نقد داشتم اشعار طوبی (1) در حال تایپ - مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان | انجمن رمان نویسی | کافه نویسندگان https://forum.cafewriters.xyz/threads/42394/
  7. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    مرا به فراموشی سپرده‌ای؟ ما را از دایره‌ی یادت بیرون نهاده‌ای؟ که آخرین دعایت در سراسرِ زیستنم پشت و پناهِ من بود دمِ دوباره در کالبدِ فرسوده‌ام و دستی استوار در لغزش‌های من تو همیشه هستی کنارم تو را با جان احساس می‌کنم
  8. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    دلِ من دیگر ادراک ندارد جانم از کالبد برکَنده است اشک‌هایم به فرسودگی رسیده‌اند نمی‌چکند هراس دارند اگر روان شوند دیگر به زلالی بازنگردند ای کاش امکانِ بازگشت بود که سوی من بازآیی اما می‌دانم فرشتگان هرگز مأوایی بر خاک ندارند
  9. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    ای طوبی تو فرشته‌ای مکانت در کنار این مردم‌زادگان نبود برو اینجا همه شیطان پیشه‌اند و این‌جا فرجامِ تو نیست
  10. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    برو بعد از تو ما آرام‌آرام می‌میریم اما برای تو بهتر است که جهان به رنگِ میغ و شهابِ تو زیست ما را تاب آورد
  11. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    فرشته‌ی من ای طوبی آدم‌ها طاقتِ نورِ تو را نداشتند تو که می‌خندیدی ابرها سنگینی می‌کردند و نگاه‌شان در مهِ حضور تو فرو می‌رفت فرشته‌ی من تو مثل قوسِ قزح بودی و دنیا طاقتِ رنگ‌های تو را نداشت
  12. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    طوبی من نبودنت مانند تکه شیشه‌ای تیز قلبم را می‌شکافد. وجودم را در هم می‌شکند و اشک‌هایم را جاری می‌سازد نمی‌توانم باور کنم حال درخت بهشتی‌ام تنها خانه‌ای که دارد خاک سرد است. و من ... با هر نفس، تکه‌ای از وجودم را در آن خاک گذاشته‌ام. تا بذر گریه‌هایم، جوانه بشود و تنها از قلبم یک سایه بماند...
  13. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    شعرهایم برای او است برای اویی که زمانی دست‌های مهربانش بر روی موهایم می‌رقصید. لب‌هایش بر روی صورتم رد محبت می‌انداختند. صدایش برایم لالایی بود و حالا چیزی از او به جز یک سنگ برایم باقی نمانده!
  14. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    سکوتت را با گوش‌هایم می‌شنوم و بغضت را در گلویم به اسارت کشیده‌ام طوبی‌ای که می‌دانم دنیا با او رنگ داشت و حال چیزی جز رنج ندارد.
  15. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    طوبی من وجودم از دلتنگی‌ات مانند یک ماهی برای دیدن ماهش ز درون اقیانوس آبی به بیرون می‌پرد! قلبم برای دوباره‌ی شنیدن نوایت دارد خودش را می‌کشد.
  16. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    با تو بهشتم را روی زمین دیده‌ام و حال بهشتم را از دست داده‌ام فرشته‌‌ام نیست دیگر آن درخت بهشتی که هرگاه دلتنگ می‌شدم زیر سایه‌هایش پناه می‌گرفتم را از دست داده‌ام درخت بهشتی‌ام را همان که دیگر شاخه‌هایی ندارد همان درختی که حال من مانده‌ام و سایه‌های خیالی، پناهگاه‌‌ بی‌جانش
  17. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    در این نداشتن‌ها ما به نریختن گوهر‌هایمان از آن چشم‌ها و به تحمل زندگی به نقش بازی‌کردن‌هایمان برای حفظ آن بغض‌ها هم عادت کرده‌ایم.
  18. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    طوبی من دیگر ندارمت در این دنیای درد و اندوه صدایت، دست‌هایت و صورت زیبایت را دیگر ندارم دیگر نه در این خانه نه در زمزمه شبانه تسبیح‌هایت ندارمت تو رفتی و با خودت مزه شیرین میوه‌ها گرمای آفتاب تابستان برف‌ براق زمستان و معنای زندگی‌ را بردی از آن روز هیچ چیز مانند قبل نماند نه چای طعم خودش...
  19. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    طوبی من اگر روزی باران اندوه ببارد تو مرا در سایه‌ات پناه بده آرامشت را تقدیمم کن که هرکه ز تو بنوشد از عشقت جاودانه می‌ماند.
  20. Melina Namvar

    در حال تایپ مجموعه اشعار طوبی| ملینا نامور کاربر انجمن کافه نویسندگان

    ای طوبی من، که در باغ حق آشیان دارد شاخه‌های زندگانی‌ات را تا بهشت بالا ببر! صعود کن طوبی من، تا با هر فصل از تو یاد کنم! طوبی من رنگ تو از آن آسمان بود از آن فرشته‌ای دمیده از خدا از شیرینی مربای آلبالو از آن هر چه که از تو برای من زندگی بخش باشد!
عقب
بالا پایین