روباه از پشت پنجره برای پسرک دست تکان داد. پسر تا قبل از آن هیچ روباهی را ندیده بود که دست تکان بدهد. درواقع اصلاً روباه ندیده بود. با این حال بلند شد و دستش را به پنجره رساند و آن را باز کرد.
روباه قبل از همهچیز کلاهش را از سر برداشت و رو به پسرک تعظیم بلندبالایی کرد. پسر هم متقابلاً سرش را...