نتایح جستجو

  1. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    کاش یکی بهم یه رمان خوب معرفی کنه از اون دست فانتزی‌هایی که ناگهان توش غرق می‌شی و دیگه نمی‌تونی خودتو بکشی بیرون یا یه معمایی - جناییِ خوب
  2. والِ خسته!

    مهم اعلام پایان نمایشنامه و فیلم‌نامه | انجمن کافه نویسندگان

    اعلام پایان این یکی هم: https://forum.cafewriters.xyz/threads/43621/#post-412533
  3. والِ خسته!

    مهم اعلام پایان نمایشنامه و فیلم‌نامه | انجمن کافه نویسندگان

    درود نمی‌دونم وان‌شات هم نیاز به اعلام پایان داره یا نه ولی به هر حال اعلام پایان -4-+=_ https://forum.cafewriters.xyz/threads/44331/
  4. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    اینکه چرا چند سالیه سیزده بدر نرفتم. به جبر زمانه و چیزهای دیگر.
  5. والِ خسته!

    چالش چالش نویسندگی[13]

    مرا از خاکِ پای آرش زاییده‌ای و شاید زاینده‌رود و کارونت در رگ‌هایم جاری شده‌اند.
  6. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    کاش یکی طرز تهیه‌ی خمیر پیتزای خوب رو یادم بده.
  7. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    به اینکه گشنمه و آه در بساط نیست -2-28-{}"
  8. والِ خسته!

    اتمام یافته وان‌شاتِ همزاد | والِ خسته!

    پشت تابوت ایستاده‌ام. زانوهایم سست شده‌‌اند. سیاهیِ لباسی که به تن کرده‌ام، روی سینه‌ام سنگینی می‌کند. دانه‌های برف، آرام و رقصان روی تابوتِ تیره می‌نشینند و غیب می‌شوند. به او فکر می‌کنم... برادرم حالا در زیباترین لباس‌هایش درون جعبه‌ی تنگ و مجلل خوابیده. به چشم‌هایش فکر می‌کنم و به دانه‌های...
  9. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    فکر نمی‌کنم. خیلی بعیده. دردش وحشتناکه و داره یک‌ماه می‌شه. ولی ممنون از توجهت :)♡♡♡
  10. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    دیگه قشنگ افتادم تکون نمی‌تونم بخورم مسکن هم توی خونه نیست و رسما دارم می‌میرم
  11. والِ خسته!

    محفل ادبی [ ژانر نویسی : ایـنایـی کـه ... ]

    اینایی که دم از نقد بشر می‌زنن ولی سر تاپای رفتارهاشون پر از غیر انسانی بودنه.
  12. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    چرا کمردردم خوب نمی‌شه؟ شاید یک‌ماهه که الکی داغونم. حتی نمی‌تونم برم دکتر.
  13. والِ خسته!

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    به اینکه بالاخره داستان‌های تیکه پاره‌ای که ته گوشیم بودن و خدا میدونه چند هزارسال پیش نوشته بودمشون رو منتشر کردم و الان وقتشه یه داستان کوتاه بنویسم و از فکر اونای دیگه در بیام -4-+=_ وانمود نکن ندیدی چی نوشتم، توی امضام هستن برو بخون و تعریف و تجمید نمای252927_25228
  14. والِ خسته!

    همگانی ~آخرین کتابی که خواندی چی بود؟~

    یه کتاب درمورد شیطان‌پرستی برای نوشتن داستان نیازش داشتم، خرده نگیریدsmilies و کتاب شاهزاده‌ی قلابی اونطوری نبود که فکرشو می‌کردم. دوست داشتم هیجانی‌تر و سیاسی‌تر به ماجرا بپردازه.
  15. والِ خسته!

    اتمام یافته وان‌شاتِ همزاد | والِ خسته!

    《به‌نامِ خدا》 عنوانِ اثر: همزاد ژانر: فانتزی به قلمِ @والِ خسته!
  16. والِ خسته!

    در حال تایپ داستانک "ساعتِ صفر" | والِ خسته!

    صدای ساعت درون سرش زنگ‌می‌زد. لبخند زد و دستانش را بیشتر فشرده کرد. چیزی در گلوی زن صدای شکستگی داد. چشمانش ناگاه بی‌حالت شدند و صورتش کم کم رنگ باخت. خون گرمی از کنار لبش پایین چکید و همزمان دستانش شل و سنگین شدند. بدن سرد نسرین از زیر دستانش سر خورد و روی زمین افتاد. تیک، تاک تیک، تاک تیک،...
  17. والِ خسته!

    در حال تایپ داستانک "ساعتِ صفر" | والِ خسته!

    زن فریاد کشید و با گام‌های بلند به سمت در خروجی رفت: -‌ روی سگتو نشون بده ببینم! مرتیکه‌ی معتاد بی غیرت! از امشب دیگه جنازه‌ی منم نمی‌بینی! حامد آتش گرفت. بدنش گر گرفته بود و سرش ذق ذق می‌کرد. دندان‌هایش را روی هم سایید و تلوتلو خوران به سمت زن حمله کرد. نسرین جیغ کشید اما صدای ضعیفش با دست‌های...
عقب
بالا پایین