دلتنگی برای قدیمها، نه پنج شش سال پیش، برای روزهایی که مامانبزرگم با زنبیل خرید از بازار میاومد و من و بقیه نوهها دورش جمع میشدیم تا از اون پیراشکیهای شیرین خوشمزهای که هنوز طعمش زیر زبونمه بهمون بده. برای دغدغههای کوچیک اون روزها که سرشون بیخودی حرص میخوردم
برای روزهایی که جوونها توی...