در آن شهر، خاطرهها را میفروختند و من دنبال خاطرهها میگشتم تا گلی در میانه قلبشان بکارم، تا حیات بر خاطر زندگی بماند. در آن شهر، مردان مشتاقانه نسیان میخریدند تا مبادا عشقی زنده بماند.
نام همه دختران شهر خاطره بود و عامل افتراقشان، نام مردی که به آن منسوب میشدند. خاطره ها با چهره هایی خالی از...