نتایح جستجو

  1. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    سلام خدمت ناظر گرامی پارت های جدید گذاشته شد. ممنونم از زحماتتون✨🙏
  2. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت:پانزدهم باورم نمی‌شد! تا خرخره پر از مانتوهای،لباس ها و... رنگارنگ بود.ذوقی کردم. یادم افتاد که باید بروم حمام. حوله‌ای از داخل کمد برداشتم. زیر دوش رفتم. آی سرد برایم آرامش خواستی داشت. به در حمام تقه ای وارد شد. احساس ترس داشتم. در فکر این بودم که ممکنه کی باشه که...
  3. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت:چهاردهم یک لحظه به خودم آمدم — فراموش کرده بودم وسطِ مأموریتم هستم. این مسیری بود که خودم انتخاب کردم وبرایم مهم نبود چی قراره پیش بیاد.فقط به فکر انتقام بودم. سرنوشت به طور عجیبه رقم میخورد. انگار الیار میخواست بهم نزدیکتر بشه. هرچه به الیار نزدیکتر میشدم، میتوانستم...
  4. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت:سیزدهم ناگهان در باز شد و الیار داخل آمد.پرستار به طرفش دوید و گفت: «آقا، الان نمی‌تونید بیاید داخل، ممکنه باز…» الیار حرفش را قطع کرد و گفت:«شما لازم نیست در مورد زن من تصمیم بگیری!» با حرفی که زد جا خوردم. انگار الیار متوجه شده بود… با لحنی قاطع‌تر گفت: « فقظ چند...
  5. Sajjad2009

    تبریک روز پسر ایرانی مبارک 💙✨

    ممنون🙏 منم از طرف خودم تبریک میگم یه تمام گل پسرامون😍
  6. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    سلام و عرض ادب پارت جدید گذاشتم ممنون میشم بررسی کنید
  7. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت:دوازدهم الیار شروع کرد به حرف زدن: از این به بعد، به صورت رسمی مشاور و دست راستِ من می‌شوی؛ امیدوارم پشیمانم نکنی. غذا‌ت را که خوردی، به سالن جلسه می‌رویم وبه بقیه‌ی دوست‌هایم معرفیت می‌کنم؛ سعی کن دختر حرف‌گوش‌کن باشی. سپس ادامه داد: «راستی، وسایلت را جمع کن. به...
  8. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: یازدهم درگیر همین افکار بودم که پلک‌هایم سنگین شد و نفهمیدم چطور شد که به خواب رفتم… با صدای تقه‌ای از خواب پریدم، نگاهی به ساعت انداختم؛ دو الی سه ساعتی خوابیده بودم. سمت در رفتم و با صدایی خواب‌آلود گفتم: «کیه؟» زنی جواب داد: «الیار خوان دستور دادن به اتاقشون...
  9. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    مرسی، زنده باشید با اجازتون فردا پارت های جدید می زارم
  10. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    ویرایش شد مشکلی بود بفرمایید
  11. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    ویرایش شد امیدوارم راضی باشید✨
  12. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    سلام و عرض ادب ممنون، ظهر شما بخیر الان آماده هستم
  13. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    سلام وقتتون بخیر جسارتا خیلی زمان برد اگر ممکنه پیگیری کنید
  14. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    بله متشکرم امیدوارم مشکلتون حل بشه
  15. Sajjad2009

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    سلام وقت بخیر پارت جدید نزاشتی؟
عقب
بالا پایین